تحلیل هرمنوتیکی حکایت عابد و پادشاه بر اساس مفاهیم قرآنی «حکایتی از باب دوم گلستان سعدی»
نویسندگان
1 دانشیارگروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گلستان
doi
چکیده
سعدی گاه با ذکر حکایات و تأویل آنها خود به سطح دیگری از معنا تصریح کرده است. حکایاتی نیز هست که میتوان آنها را حاوی سطح دیگری دانست و با تأویل به معنای احتمالی آن دست یافت. حکایت عابد و پادشاه با نظر به گفتار، کنشها و حوادث، یکی از این حکایتهاست. در این مقاله در تبیین مدعای مفروض بهروش توصیفی-تحلیلی از شیوه هرمنوتیک و مشخصاً «دور هرمنوتیکی» و بینامتنیت استفاده شده است؛ یعنی با استفاده از شبکهای از نشانههای قرآنی و متنهایی که با «افق ذهنی» سعدی اشتراک دارند و بر مفاهیم مشترک از طریق تشبیه یا توصیف تصریح کردهاند و همچنین از طریق تأویلهای خود سعدی در دیگر مواضع، سطح دیگر معنای متن مشخص شده است. سوالات اصلی این است که کنشهای نامعمول شخصیتها در این حکایت دال بر چه معنایی است؟ «فهم» معنای پنهان اثر چگونه از طریق آثار «همافق» با این حکایت میسر میشود؟ هدف نشان دادن معنای دیگر از راه تأویل است. نتایج نشان میدهد که این حکایت در بطن خود حاکی از رابطه انسان و شیطان است که به ترفندهای مختلف در پی به بیراه کشاندن آدمیان است. حکایت مذکور گویی بسط داستانی آیه 64 سورة اسراء است؛ مشابه ترتیبی که در آیه آمده است.