معناشناسی واژه «قرأ» و بسامد کاربرد معادلهای معنایی آن در ترجمههای فولادوند و الهی قمشهای از قرآن مجید با رویکرد شناختی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان شناسی دانشگاه علامه طباطبایی.
2 دانشیار علوم و قرآن حدیث دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری زبان شناسی،واحدعلوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 دانشیارگروه زبان شناسی دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
چندمعنایی از دیرباز در میان مترجمان و مفسران جایگاه ویژهای داشته است. در میان زبانشناسان نیز بررسی روابط معنایی از جمله چندمعنایی حائز اهمیت است. درک قرآن مستلزم درک اجزاء مختلف آن است. اگر روابط معنایی مفاهیم قرآنی نادیده گرفته شود فهم قرآن ناقص خواهد بود چراکه چنین فهمی خطی و جزء نگراست. اما فهم روابط معنایی قرآن در شبکههای شعاعی و مرتبط با پدیدهها و مفاهیم قرآنی به خواننده قرآن یک فهم کلاننگر و فرآیندی میدهد. هدف پژوهش حاضر، بررسی شبکه شعاعی واژه «قرأ» در تمام سورههای قرآن بر پایه معنیشناسی شناختی است. در این مقاله، بر پایه رویکرد شناختی به بررسی شبکه شعاعی واژه «قرأ» پرداخته شد و میزان بسامد کاربرد معانی شعاعی و معنی سرنمون واژه مذکور در دو ترجمه فولادوند و الهی قمشهای مورد بررسی قرار گرفت. برای به دست آوردن معانی سرنمون ابتدا معانی مختلف در سه فرهنگ ابجدى الفبایى عربى فارسى ترجمه کامل المنجد الابجدى، قاموس قرآن و ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوى و ادبى قرآن استخراج گردید. سپس از میان مجموع معانی بیان شده معنی سرنمون با استفاده از معیارهای تایلر و ایوانز (2003) شامل تصدیق معنی، تفوق در شبکه معنایی، استفاده در ساختهای ترکیبی و پیشبینی دستوری مشخص گردیده و در مرحله بعد نحوه انشعاب معانی شعاعی از معانی سرنمون حاصل گردید. تجزیه و تحلیلها نشان داد که ابزارهایی مانند بسط استعاری و طرحواره تصویری در بسط معنی سرنمون واژه «قرأ»، نقش اصلی را ایفا میکنند و در این میان، بسط استعاری بیشترین نقش را در گسترش معنی سرنمون ایفا میکند. علاوهبراین، مشخص گردید که در ترجمههای مذکور تنوع معادلیابی برای واژه «قرأ» براساس معنی سرنمون و معانی شعاعی بسیار محدود است.