تحلیل ساختار زبانی و نشانهای شعر «به باغ همسفران» سهراب سپهری بر مبنای نظریه نشانهشناسی پیرس
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه دامغان، دامغان، ایران
doi
10.22054/jrll.2025.83328.1125چکیده
در این مقاله با تمرکز بر ابعاد زبانی و نشانهای، شعر "به باغ همسفران" از منظر نشانهشناسی پیرس تحلیل شده است. هدف اصلی پژوهش بررسی تعامل ساختارهای زبانی و نشانههای این شعر در سه سطح شمایلی، نمایهای، و نمادین است تا نحوۀ بازنمایی پیوند میان زبان، انسان، و طبیعت، و مفاهیم فلسفی و معنوی روشن شود. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است و به نقش نظام نشانهها در ایجاد معنای متن توجه شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که تصاویر شمایلی نظیر "سبزینه" و "شقایق" علاوه بر بازتاب ویژگیهای حسی و بصری، حامل لایههای معنایی پیچیدهای هستند که تجربیات درونی و معنوی شاعر را به مخاطب منتقل میکنند. در سطح نمایهای، نشانههایی چون "عقربکهای فواره" و "باران و بیابان" از طریق پیوندهای علّی و زمانی، به بازنمایی تجربیات زیستۀ سپهری و پیوند آنها با عناصر طبیعی و گذر زمان میپردازند. در نهایت، سطوحِ نمادین، تصاویری همچون "واژه در سطر خاموشی" را شکل میدهند که نشاندهندۀ عبور از محدودیتهای زبانی و جستجوی معنای عمیقتر است. تحلیل نشانهشناختی این شعر نشان میدهد که سپهری با ترکیب سطوح مختلف نشانهای و بهرهگیری از ظرفیتهای زبانی، شعری چندلایه و تأملبرانگیز خلق کرده است که علاوه بر زیباییهای بصری و زبانی، به بازنمایی مفاهیمی چون پیوند معنوی انسان با طبیعت، فلسفه عشق، و جستجوی حقیقت وجودی میپردازد.