کارکرد مؤلفههای روایی- بلاغی در ساختار تراژیک منظومۀ «إلى فَزّان» جمیل صدقی الزّهاوی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری
2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری
3 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.29252/jalc.2023.231961.1251چکیده
گاهی خلق تصاویر عینی در آثار ادبی شاخصترین رسالت یک ادیب محسوب میشود که این مهم از طریق تلفیق عناصر داستانی با آرایههای ادبی فضای اثر ادبی را زنده و دستیافتنی میسازد تا مخاطب از خلال گفتگوی بین شخصیتها یا نقل قولهای نویسنده پیام اثر را دریافت کند، با فضای اثر همراه شود و حتی گاهی حس همذاتپنداریاش تحریک شود. بیشک شعر داستانی یکی از حساسترین و نابترین گذرگاههای ادبی در انتقال و اشاعۀ مضامین بلند ادبی و روایتگر رخدادهای مهم سیاسی- اجتماعی است. در این جستار با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مؤلفه های روایی- بلاغی در قصیدۀ داستانگونۀ «إلى فزان» جمیل صدقی الزهاوی پرداخته شده است. برآیند پژوهش نشان میدهد که شاعر با تکیه بر عناصر روایی شخصیت، گفتگو، کشمکش و فضاسازیهای سیاسی- عاطفی خود را مقید به صنعتپردازیهای تصنعی و متکلفانه نساختهاست، اما در ایجاد حس کشش و کنجکاوی برای مخاطب خویش نیز قصور نکردهاست. او از همان ابتدای کار با یک انتخاب ماهرانه برای عنوان و حتی در حسن مطلع قصیده یک حس ابهامگونگی را در مخاطب میپروراند. در ابیات ابتدایی استفادة آگاهانه و ابزاری از نمادهای طبیعی و پیوند ناگهانی آن با یک محیط خانوادگی مخاطب را غافلگیر میکند و فضای قصه را بهتدریج به سمت یک محیط خفقانآمیز سیاسی سوق میدهد تا از این طریق رعب و هراس تظلمخواهی در چنین فضایی را به صورتی نمادین به مخاطبینش القا کند.