تحلیل روابط دوجانبه چین و جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی: شکاف بین انتظارات و واقعیات

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه اصفهان

2 گروه روابط بین الملل، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه اصفهان

doi
10.30497/pk.2020.75411
چکیده

چین و ایران در دوران استعمار (قرون 18 و 19 میلادی) تحت نفوذ قدرت‌‌های بیگانه قرار گرفتند و در دو جنگ جهانی میدان رقابت قدرت‌‌های متخاصم شدند. پس از این دوران هر دوکشور با انقلاب داخلی (1949 چین و 1979 ایران) مواجه شدند. لذا بنیادهای سیاست خارجی این دو کشور کم‌‌وبیش تحت تاثیر تجربه ناخوشایند تاریخی و اصول انقلابی آن‌‌ها قرار گرفته است. بر همین اساس بیجینگ و تهران نظم رایج بین‌‌المللی را ناعادلانه می‌‌پندارند و هدفی مشابه (نه یکسان) برای تعدیل نظم بین‌‌المللی دارند. از این‌‌رو هر دو کشور جایگاهی ویژه در روابط خارجی یکدیگر دارند. با توجه به نکات مذکور، این پرسش مطرح می‌‌شود که نگاه ایران و چین به یکدیگر در روابط خارجی چگونه است؟ نگاه کشورها به یکدیگر ممکن است با انتظارات متفاوتی همراه باشد. عدم تطابق انتظارات با واقعیات معمولا منجر به خطای استراتژیک و هزینه‌‌های هنگفت در سیاست خارجی شود. در این مقاله استدلال شده است که «نگرش چین به ایران بر اساس محاسبات اقتصادی و تا حدودی ایجاد توازن ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی غیرچالشگرانه در برابر آمریکا بنا شده است. در حالی‌‌که نگرش ایران به چین بیشتر بر مبنای برقراری موازنه سیاسی در برابر آمریکا و ایجاد تکیه‌گاه اقتصادی است.»