تاویلهای گوناگون عطّار نیشابوری و صبغههای استعاری، مفهومی و تشبیهی آنها
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22054/jrll.2025.77288.1062چکیده
ادب فارسی بهویژه نوع عرفانی آن با قرآن کریم و حدیث انسی دیرینه دارد. افزون بر بهرهبرداری متعارف از این دو منبع مهم اسلامی، گاه شاعران صرفاً عین آیات و احادیث را نقل کردهاند، گاه دست به تأویل زده و در مواردی هم ساختارشکنی کردهاند. عطار نیشابوری از تأویلکنندگان عارف است. او با استعاره، تلمیح و تمثیل، به زبانی ساده و روان و گاه با "زبان اشارت و رمزگ تأویل کرده است. تأویلهای ساختاری یا زبانی او در سه گونۀ واژهمحور (واژگانی-استعاری)، جملهمحور (انداموار و بر سیاق دو سوی تشبیه مرکب) و خوشهای (بهسان استعارۀ مفهومی) عرضه شدهاند که با بهرهگیری از عنصرهای ادبی (تلمیح، تشبیه، تمثیل، استعاره، مجاز، کنایه، نماد، رمز، اغراق، ایهام، آیرونی و حُسن تعلیل) صبغۀ بلاغی یافتهاند. از حیث محتوا هم عطار برابر مشرب عرفانی خود تأویلهایی بدیع و ساختارشکن با درونمایههای عرفانی، اخلاقی، و اجتماعی فراروی خواننده قرار داده؛ و حتی گاه میان نمادهای اساطیری و عرفانی پیوند زده است. در این جستار که گزارشی از پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی است به این پرسش که «عطار نیشابوری در آثارش کدام روش بلاغی را هنگام تأویل به کار برده است؟» پاسخ داده شد. عطار در تأویلهای خود با استفاده از تلمیح، تمثیل و استعارهقراردادن عناصر متن و گاه با بیان آیرونیک، کنایی و رمزی جنبۀ ادبی متن را به نکات عارفانه، دینی و تعلیمی پیوند زده است تا صراحت و خشکی مباحث موجب خستگی خواننده نشود و متن ضمن داشتن نکات عرفانی، رنگ ادبی-بلاغی خود را حفظ کند.