پیشدرآمدی بر ملاحظات میانرشتهای اقتصاد
نویسندگان
1 دانشیار اقتصاد گروه حقوق اقتصادی (Economic Law) دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
مطالعات «میانرشتهای» و «چندرشتهای» از عناصر جدی پیشرفت علمی در قرن بیستویکماند. ویژگیهای علم اقتصاد نسبت به دیگر علوم انسانی و اجتماعی سبب شده است تا این علم زمینة مطالعات میانرشتهای شایانتوجهی داشته باشد و به عرصههای مطالعاتی دیگر رشتهها نیز وارد شود؛ اما، با وجود قابلیت بالای آن برای اینگونه مطالعات، با چالشهایی مواجه بوده است و تبیین قابلیتها و چالشهای مورد نظر یکی از وظایف این مقاله است. همچنین علم اقتصاد، بهویژه رویکرد حاکم آن، با ورود به مطالعات میانرشتهای و پیشرفت در آن به جایگاهی رسیده است که بهنوعی تحلیل جدید، و در مواردی، به نقد نیاز دارد. ازاینرو، در این مقاله، تحلیل ابعاد و دامنة ورود اقتصاد به مطالعات میانرشتهای نیز تبیین و بررسی خواهد شد. این مقاله با کمک مستندات کتابخانهای و روش تحلیلی ـ توصیفی تدوین شده است. توجه به ضرورت درک فراگیرتر عناصر مشترک و کارساز علم اقتصاد، توجه به امکانسنجی سازگاری کاربرد این عناصر در دیگر رشتهها و تقاضای اصلاح رویکرد ارتدکسی ازجمله موضوعهای این مطالعهاند. ترجیح بر آن است که برای پوشش محتوای پیشگفته عنوان «پیشدرآمدی بر ملاحظات میانرشتهای اقتصاد» گزینش شود. برجستهشدن اهمیت مطالعات میانرشتهای رشتة عام اقتصاد متعارف و وضوح اشکالات ساختاری ابعاد میانرشتهای رویکرد حاکم را میتوان از یافتههای این مقاله برشمرد.