نقد عقلانیت کلاسیک؛ رویکرد عقلانیت محدود (مرزبندیشده) سایمون
نویسندگان
1 دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان
2 دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه اصفهان
3 دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه یزد
doi
چکیده
عقلانیت موضوعی است که بیش از آنکه بتوان آن را دارای یک زمینۀ اقتصادی صرف دانست، مفهومی فلسفی، اجتماعی و روانشناختی دارد. از همین رو است که در مورد عقلانیت با طیف گستردهای از نظرها مواجه هستیم. یکی از این نظرها، رویکرد مرسوم علم اقتصاد است که عقلانیت را پیشفرضی تغییرناپذیر میداند که بر پایۀ نفع شخصی بنا شده است. انتقادهای بسیاری به رویکرد عقلانیت کامل وارد شده است. یکی از این انتقادها، عقلانیت مرزبندیشده یا محدود در مقابل عقلانیت کامل است که هربرت سایمون مطرحکردهاست. سایمون با نقد رویکرد عقلانیت کامل اقتصاد کلاسیک، که در آن مطلوبیت بهطورمطلق در رسیدن به هدف خلاصه میشود، فرآیند تصمیم را نه یک فرآیند کاملاً در اختیار فرد با دانش کامل، که یک فرآیند تحتتأثیر انواع محدودیتهای بیرونی و درونی میداند. این فرآیند طی سه مرحلۀ جستوجو، ارزیابی و تصمیمگیری به انتخاب منجرمیشود. در نهایت، تصمیمی که فرد اتخاذ میکند، تصمیمی کاملاً بهینه نیست، بلکه تصمیمی است که وی را به یک حد رضایتمندی میرساند که موجب میشود او جستوجو و ارزیابی را متوقف کند. رضایتمندی فرد از انتخاب انجامشده، برخلاف رویکرد عقلانیت کامل، تنها مطلوبیت حاصل از برآوردهشدن کامل نفع شخصی نیست، بلکه رضایتمندی اعتقادی، اجتماعی و فردی تصمیمگیرنده را همزمان در پی دارد. گرچه روش پژوهش سایمون ساده و بدیهی مینماید، به نظر میرسد نتیجۀ این نظریه از روش آن بسیار مهمتر است. اگر عقلانیت کامل که سنگ بنای تئوری اقتصادی محسوب میشود، قابلیت تطابق با واقعیت را نداشته باشد، قاعدتاً میتوان به این نتیجه دست یافت که نظریۀ اقتصادی مرسوم توانایی شناخت جامعه و ارائۀ توصیههای کاربردی را به منظور حل مسائل و مشکلات جامعه نیز ندارد.