بازسامانی دیدگاهها و گونههای ساختارشکنی لفظی و ادبی در فواصل قرآن
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی شاهرود
doi
چکیده
قرآن از ویژگیها و قابلیتهای کلام عرب به بهترین شیوه استفاده کرده است. تناسب که همشکلی و همآهنگی در کلام است و آن را زیباتر، دلنشینتر و مؤثرتر میکند، در بالاترین حد خود در قرآن وجود دارد. از جمله موارد تناسب در فواصل یعنی حروف پایانی آیات است که باعث نظمبخشی و همبستگی آیات یک سوره میشود. از اهمیت همآهنگی و تناسب فواصل آیات آن است که هر کجا این هماهنگی با قواعد و هنجارهای لفظی و ادبی آنها در تضاد بوده، ساختارشکنی کرده و فراهنجاریهایی ارائه کرده که چشم و گوش هر قاری و شنوندهای را مجذوب خود ساخته است. اما جای این سؤال وجود دارد که آیا این ساختارشکنیها در گونههای محدود و مشخصی قابل ساماندهی است؟ علت این تغییرات چیست؟ آیا به جهت تناسب و رعایت فواصل است یا جنبه معنایی دارد؟ این مقاله گونههای تغییرات و ساختارشکنیهای ادبی، بلاغی و واژگانی را در پنج دسته «افزایش حرف»، «حذف حرف و کلمه»، «تقدیم و تأخیر»، «معادلگزینی» و «ترجیح بعضی صیغهها و ترکیبها» ساماندهی کرده است. همچنین به شیوه توصیفی- تحلیلی- انتقادی سعی شده است گزارشی از دیدگاههای اصلی موجود که یا جانب تناسب و رعایت فواصل یا معنا و محتوا را گرفتهاند، بیان گردد. جنبه نوآورانه مقاله آن است که از طریق موردپژوهی انتقادی در تفسیر تسنیم و با روش تفسیر قرآن به قرآن، هدف از ساختارشکنی در پایان آیات را جنبه زیباشناسانه تناسب ثابت کرده است؛ گرچه نمیتوان جانب معناشناختی آن را نیز کاملا نادیده گرفت و برای همه موارد قاعدهای کلی بیان کرد.