تحلیل سبکشناختی نثر فارسی در دورۀ رشد و تکوین برمبنای فرایند خروج سازهها
نویسندگان
1 کاندیدای دکتری زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22054/jrll.2024.82114.1108چکیده
پژوهش حاضر با بررسی ماهیت اختیاری خروج سازههایی چون بند موصولی و گروه حرف اضافهای که در نقش توصیفکنندۀ هسته اسمی ظاهر میشوند، به مطالعۀ این عوامل در دورۀ رشد و تکوین زبان فارسی و تأثیر آن بر زبان ادبی آثار این دوره پرداخته است. به این منظور، با نمونهگیری تصادفی نظاممند از ۱۲ اثر این دوره، بخشهایی به تعداد ۱۲۰,۰۰۰ واژه بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که بیشترین سازۀ خروجیافته در دورۀ رشد و تکوین فارسی نو متعلق به بند موصولی است، بعد از آن گروه حرف اضافهای قرار دارد. همچنین با تقسیم این دوره از حیات زبان فارسی به دو زیربخش سبکشناختی نثر مُرسل و نثر فنی، مشاهده شد که تفاوت معناداری میان فراوانی و وزن دستوری سازههای خروجیافته در این دو دوره وجود دارد. فراوانی خروج سازه در دورۀ نثر مرسل بیشتر و در دورۀ نثر فنی به شکل معناداری کمتر است. براساس تحلیلهای سبکشناختی در نثر مرسل که نثری ساده، نزدیک به زبان روایی با جملاتی کوتاه و پردازش آسان است، میزان خروج سازه که پردازش متن را تسهیل میکند، بالاتر بوده است. در مقابل، نثر فنی که پیچیده و دیریاب، با جملات بلند و درهم تنیده است، میزان خروج سازههای کمتری دارد. ازاینرو، همسویی معنادار فراوانی خروج سازهها با مطالعات سبکشناسی پیشین، نشاندهندۀ آن است که معیار نحوی خروج سازهها میتواند شاخصی باشد در کنار سایر معیارهای معمول، و در مطالعات سبکشناسی نثر فارسی به کار گرفته شود.