پیشنهاد الگویی برای حل دشواری‌های معنایی ابیات بحث‌برانگیز غزل حافظ با تمرکز بر مقولۀ ارتباط‌های واژگانی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22054/jrll.2024.81849.1100
چکیده

آگاهی بر ظرافت‌های شعر حافظ به دلیل جایگاه ویژۀ این شاعر در میان ایرانیان، در طول تاریخ مطالعات ادبی همواره امری خطیر و شایان توجه بوده است. ازهمین‌رو تک‌تک غزل‌ها و یک‌یک ابیات شعر او، محل توجه و بحث صاحب‌نظران است. در‌ این ‌میان ابیاتی هم بوده که به دلیل دشواری معنا و تفسیر، موضع اختلاف میان شارحان بوده است. برای حل این مناقشات شارحان راه‌های مختلفی پیش گرفته‌اند؛ اما درنهایت بسیاری از این اختلافات حل‌ناشده باقی مانده است. درهمین‌راستا در این پژوهش که به شیوۀ تحلیلی-توصیفی انجام پذیرفته، تلاش شده است تا با تمرکز بر انواع ارتباط‌های موجود میان واژگان غزل حافظ، روشی برای حل مناقشۀ ابیات دارای دشواری معنایی پیشنهاد شود. در این مسیر از سه نظریۀ شناخته‌شدۀ انسجام لغوی هالیدی و حسن، الگوی خوانش نشانه‌شناسانۀ شعر ریفاتر، و مقولۀ تقابل‌های دوگانه در نشانه‌شناسی ساختارگرا بهره گرفته شده است. نتایج نشان می‌دهد تمرکز بر انواع ارتباط‌های واژگانی اعم از ترادف، تناسب، شمول معنایی، اشتراک مجازی، تضاد، و تقابل نقش به‌سزایی در تشخیص معنابُن‌های اصلی حاکم بر غزل دارد و خوانندۀ حرفه‌ای حافظ می‌تواند ازطریق تشخیص و استخراج این معنابُن‌ها، ابهامات معنایی موجود در غزل را مرتفع سازد. برای سنجش میزان کاربردی‌بودن، دو بیت بحث‌برانگیز «ای دل، شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش ...» و «هرکه چون لاله کاسه‌گردان شد ...» در سایۀ الگوی یادشده مورد خوانش قرار گرفت که نتیجۀ امر از کارآمدی این الگو در فهم معانی نهفته و حل معضلات معنایی شعر حافظ حکایت داشت.