بررسی خطاب در قرآن بر مبنای مدل ارتباطی یاکوبسن با تکیه بر سه مخاطب «انسان»، «بنیآدم» و «ناس»
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس،گروه زبانشناسی
2 دانشیار دانشگاه تربیت مدرس، گروه زبانشناسی
3 دانشیار، دانشگاه تربیت مدرس گروه علوم قرآن و حدیث
doi
چکیده
یکی از روشهای مؤثر در جلبتوجه مخاطبان، خطاب قرار دادن مستقیم یا غیرمستقیم آنها است که در قرآن کریم نیز از این شگرد برای تأثیر در مخاطب استفاده شدهاست. پژوهش حاضر به بررسی روشی میپردازد که قرآن عامه مردم را با واژههای «ناس»، «بنیآدم» و «انسان» مخاطب قرار میدهد و میکوشد با بهرهگیری از روش توصیفی–تحلیلی، سازوکار این تخاطب را بر اساس نظریه ارتباطی[1] یاکوبسن[2] مشخص کند. پس از بررسی قرآن، بیستویک آیه با خطاب «الناس»، پنج آیه با خطاب «بنیآدم» و دو آیه با خطاب «الانسان» یافت شد و تلاش برای دستیابی به پاسخ این پرسشها آغاز شد که: کدامیک از عوامل ارتباطی یاکوبسن در این آیات پررنگتر است؟ شیوه بیانی قرآن در انتقال معنی به مخاطبان عام خود چگونه است و این شیوه چه رابطهای با ساختار جملات دارد؟ نتایج نشان میدهند که در هشتادودو درصد از این خطابها، جهتگیری پیام بهسوی شنونده است که بیانگر نقش ترغیبی آیات است. برای ندا به مخاطبان عام در هفتادوهشت درصد آیات از شیوۀ بیان مستقیم استفادهشده است و بسامد شیوۀ بیان مستقیم دوبرابر شیوۀ بیان غیرمستقیم است. در بیان مستقیم بیشتر جملهها با ساختار انشایی بیان میشوند و در بیان غیرمستقیم، جملات معمولاً ساختار خبری دارند.