تحلیل مؤلفهای همزمانی واژۀ «شادمانگی» در کلیلهودمنه و نقد بازگردانی آن در بازنویسیهای معاصر
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند. بیرجند. ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات و فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22054/jrll.2024.81531.1096چکیده
بازنویسی متون کهن ادبی، روشی برای انتقال مفاهیم آنها به خوانندگان امروزی است. ازاینرو، بررسی بازنوشتهها، بهعنوان نمایندۀ متون اصلی، اهمیت زیادی دارد. معمولاً واژگان در هر مقطع زمانی چند مؤلفۀ معنایی خاص دارند که در لغتنامهها کمتر به آنها توجه شده است. این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، بر آن بود تا واژۀ "شادمانگی" را در کلیلهودمنه و با بهرهگیری از روش مؤلفههای معنایی تحلیل کند و اهمیت آنها را در فهم پیام متن بازگوید و درنهایت چگونگی بازتاب این واژه را در بازنوشتههای معاصر کلیلهودمنه بررسی و نقد نماید. برای نیل به این هدف در گام نخست با تحلیل زنجیرهای که این واژه در متن اصلی به کار رفته است، مؤلفههای معنایی آن مشخص شد. در گام دوم معادل این واژه در بازنوشتههای معاصر استخراج، و با استفاده از فرهنگهای معاصر معانی این معادلها روشن گردید. در گام پایانی معادلهای این واژه نقد و بررسی شد. یافتهها نشان میدهد، واژۀ "شادمانگی" نسبت به مؤلفههای [+ماندگاری]، [+وابستهبه یک اتفاق بهیادماندنی] و [+تجدیدشونده بعد از هر بار اندیشیدن بدان] نشاندار است؛ اما معادلهای آن در متن بازنوشته، («خوش»، «خوشحال»، «شاد»، «مشعوف») نسبت به این مؤلفهها خنثی است. به نظر میرسد یکی از موانع قابلتوجه برای انتقال پیام متن اصلی، برگردان این نوع واژگان با مؤلفههای ویژه در بازنوشتههای کلیلهودمنه است.