نقش اقلیم در مفهومسازی زبان شعر: بررسی استعارۀ مفهومی «آه» در اشعار فارسی، انگلیسی و ترکی
نویسندگان
1 استادیار زبانشناسی، گروه زبانهای خارجی، مرکز آموزش زبان، دانشگاه امام صادق، تهران، ایران
2 استادیار آموزش زبان انگلیسی، مرکز زبان، دانشگاه صنعتی قم، قم، ایران
doi
10.22054/jrll.2024.79398.1073چکیده
در مقالۀ حاضر تأثیر اقلیم بر مفهومسازی در شعر بررسی تطبیقی میشود. بدین منظور استعارههای مفهومی «آه و ناله» در زبانهای فارسی، ترکی و انگلیسی استخراج، و با استفاده از استعارۀ شناختی لیکاف (۱۹۸۰) تحلیل شد. پیکرۀ زبانی پژوهش حاضر منتخبی از اشعار حافظ، سعدی و عطار در زبان فارسی؛ شهریار، فضولی و واحد در زبان ترکی؛ و شکسپیر، اسپنسر و جان دان در زبان انگلیسیست. نتایج مطالعه نشان داد که تأثیر اقلیم بر شعر امری زبانمحور نیست بلکه موضوعی بینزبانی است. "آه" در ادبیات فارسی «آتش»، در انگلیسی «باد»، و در ترکی «نسیم/آتش» است. با آه فارسی عاشق آتش میافروزد و معشوق را در این آتش میسوزاند. همچنین، آه و به تبع آن آتش در فارسی ویژگی "بیرونی" دارد؛ ازاینروست که آتشِ آه عاشق دامن معشوق را گرفته و از وی انتقام میگیرد. در مقابل، در ادبیات انگلیسی آه از جنس آب/باد است و عاشق سیل و گاه طوفان به راه میاندازد و معشوق در سیل آه عاشق غرق میشود. همچنین، باد و آب تولیدشده از آه در انگلیسی ویژگی «درونی» دارد و به دامن معشوق نمیرسد. بنابراین، آههای فارسی آتشین، خشک، سوزاننده و بسیار مؤثرند ولی آههای انگلیسی نمناک و توأم با اشکاند که باعث ایجاد طوفان در دریا میشوند. این خصوصیت منطبق بر اقلیم کشورهای ایران و انگلستان است. همین مسئله در زبان ترکی نیز صدق میکند، با این تفاوت که ادبیات ترکی راهی میانه در پیش میگیرد. آه ترکی گاه ملایم مانند نسیم است و گاه آتشین؛ نه نسیمش طوفان به راه میاندازد و نه آتشش افلاک و کواکب را میسوزاند. از دیگر نکات مهم زمان آه کشیدن شاعر است. در اشعار فارسی و ترکی آه در شب و سحر کشیده میشود اما در زبان انگلیسی زمان خاصی ندارد. شاید بتوان دلیل این کار را در باورها و اعتقادات دینی شعرا جستجو نمود.