تبیین شاخصههای نوشتار زنانه در دو رمان او یک زن و بازی آخر بانو
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار، چابهار، ایران
2 دانشیارگروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
3 دانشآموخته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار، چابهار، ایران
doi
10.22054/jrll.2024.80922.1081چکیده
یکی از مفاهیم مهم مطرح در حیطۀ نقد ادبی معاصر را باید ادبیات زنانه بهشمار آورد. در پی جنبش زنان برای نیل به حقوقی مساوی با مردان، نوشتار زنانه بهعنوان بخشی از نقد فمنیستی در میانۀ قرن بیستم به وجود آمد. در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی تدوین شده، نوشتار زنانه در دو رمان بازی آخر بانو از بلقیس سلیمانی و او یک زن از چیستا یثربی بررسی و تحلیل شده است تا به این پرسشها پاسخ داده شود که الگوهای نوشتار زنانه در این دو رمان تا چه میزان قابل بازنمایی هستند و در این حوزه این دو رمان چه شباهتها و چه تفاوتهایی دارند. در آثار مورد نظر این نکته حاصل گردید که زبان شخصیتها تحت تأثیر جنسیت نویسنده است و معیارهای زبان زنانه در مقایسه با زبان مردانه، با فراوانی بیشتری تکرار شدهاند. بهکارگیری زبان خاص زنانه در این رمانها تا حدود زیادی منطبق با نظریات زبانشناسان است. تحلیل آماری هر یک از مشخصهها نشان داد که بلقیس سلیمانی و چیستا یثربی در زمینۀ استفاده از لایههای واژگانی، لایۀ نحوی و لایۀ محتوایی عملکردی مناسب و بهجا داشتهاند. خصوصیات نوشتار زنانه در دو اثر بازی آخر بانو و او یک زن، سبک نوشتاری زنانه را از سبک مردانه جدا میسازد. لایۀ واژگانی در رمان بازی آخر بانو با ۶۲ درصد و در رمان او یک زن با ۸۲ درصد بالاترین بسامد را در بین سایر لایههای مورد نظر دارد.