کارکرد معنایی هماوائی در جزء سی‌ام قرآن کریم

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه کاشان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه کاشان

3 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه کاشان

doi
چکیده

 تکرارهای آوائی و تشابهات لفظی در قرآن کریم کارکرد­های معنایی دارند؛ چینش و همنشین­سازی واژگان در متن قرآنی به گونه­ای صورت پذیرفته که آن همنشینی، افزون بر آهنگین­کردن کلام، در القاء مفهوم مؤثرتر است و می­توان از آن به عنوان «هماوائی» یا همان «اعجاز النظم الموسیقیّ» یاد کرد؛ کاربست این شیوه از بیان موجب خلق مفهومی تازه می­شود؛ نیز کمک می­کند تا مفاهیم دور از هم- که گاه متّضاد نیز هستند- در کنار یکدیگر قرار گیرند و از رهگذر تناسب صوری و موسیقایی، به نوعی به تناسب، انسجام و اتّحاد معنایی برسند. استفاده از ظرفیت همنشینی و هماوائی در قرآن، این امکان را فراهم نموده تا معنای مورد نظر با قوّت بیشتری به مخاطب القاء گردد و باور­پذیری مفهوم را دو­ چندان نماید. بررسی­ها نشان می­دهد بهره­گیری از این ظرفیت، در جزء سی­ام قرآن کریم نمود بیشتری دارد و از این منظر سزاوار توجّه و پژوهش است. در پرتو اهمیّت مسأله، پژوهش حاضر می­کوشد با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی هماوائی و تأثیر معناییِ آن که از آن به عنوان «اعجاز مجاورت» یاد شده در جزء مورد اشاره بپردازد و نتیجة بحث را فرادید مخاطب قرار دهد. چنین استنباط می­شود که چینش و همنشینی اعجاز­گونه واژگان، موجب برجستگی سخن شده و با به همراه داشتن معنا و مدلولی خاص، به طور ضمنی، نافی ایده ترادف در قرآن گشته است.