حرف«بر»از منظر دستور شناختی در 15 اثر از قرن چهارم تا ششم
نویسندگان
1 مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی استان البرز
doi
10.22054/jrll.2024.79991.1076چکیده
حروف از اجزای مهم زبان هستند که از منظر زبانشناسی و دستور زبان مطالعات متعددی روی آنها انجام شده است. با این حال، بررسی حروف بهعنوان مقوله، جایگاه آنها در سازه بندیهای زبانی، حوزهها و مؤلفههای معنایی و علل شکلگیری این مؤلفهها، نقشی که در سازههای زبانی و آفرینشهای ادبی ایفا میکنند بهویژه تأثیرگذاری و جایگاه آنها در ساخت کنایه، مجاز و استعاره همچنان از خلأهای پژوهشیست بهویژه در نثرهای کهن فارسی. در مطالعهای که روی 11 اثر تفسیری و 4 اثرغیرتفسیری از قرن چهارم تا ششم قمری صورت گرفت، هزاران نمونه از کاربردهای گوناگون حروف استخراج گردید. پس از شناسایی 340 حرف فارسی، حرف اضافۀ «بر» به دلیل اهمیت آن در ساخت مؤلفههای معنایی و آرایههای ادبی انتخاب گردید. در این پژوهش که به روش توصیفیـتحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای انجام شد، تلاش گردید با توجه به دادههای آماری و با تکیه بر مبانی دستورِ شناختی به مؤلفههای معنایی «بر»، نوع تأثیرگذاری آن، جایگاهش در سازهبندیهای زبانی، چگونگی شکلگیری حوزهها و مؤلفههای معنایی از جنبههای مختلف،کاربرد و نقشش در شکلگیری آرایههای ادبی و ایجاد معانی ثانویه بهویژه در ساخت کنایه، مجاز و استعاره پرداخته شود. شناسایی 45 مؤلفۀ معنایی حرف «بر»، خاستگاه هر کدام از مؤلفهها و بیان حوزههای آن، و همچنین نقششان در ایجاد کنایه، استعاره، تشبیه، و معانی ثانویه از جنبه های نوآورانۀ پژوهش حاضر است.