بررسی مفهوم تقابل و غیریت در قصیده خفقة الذری بر اساس نظریه تقابلی لوئیس کوزر

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

2 مدرس گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
10.29252/jalc.2023.230339.1210
چکیده

تقابل اجتماعی بخشی از واقعیت اجتماعی بوده و بسیاری از کنش‌های موجود در جامعه بر پایه آن شکل می‌گیرد. «لوئیس کوزر» از اندیشمندانی است که تقابل و کارکرد آن را در بستر اجتماع بررسی کرده و بر خلاف دیگر اندیشمندان اجتماعی، مفهوم تقابل را دارای دو کارکرد مثبت و منفی می‌داند. به اعتقاد او مفهوم قدرت و برخورد ایدئولوژی‌های مختلف در وضعیت تقابلی، موضوعی است که می‌تواند عامل رویارویی و تقابل باشد و مجموعه‌ اهداف مشترک می‌تواند عاملی برای پیوند افراد وگروه‌ها به هم باشد. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه تقابل کوزر و بر اساس روش توصیفی - تحلیلی و بر اساس محورهای مطرح در نظریه کوزر به بررسی قصیده «خفقة الذری» از «غازی زیبة» شاعر معاصر اردنی می‌پردازد. هدف از نگارش مقاله حاضر بررسی بازنمود تقابل و نقش آن در شکل‌گیری روابط اجتماعی و ایدئولوژی و گفتمان غالب در اشعار شاعر است. نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر نشان می‌دهد شاعر انواع تقابل‌های اجتماعی را در شعر خود ترسیم کرده است: تقابل بین روشنفکران و دیگر گروه‌های مردم و سیاستمداران و یا تقابل درون گروهی و خود عربی با دیگریِ بیگانه. دعوت به مشارکت و ناپذیرایی و مبارزه و تأکید بر انگاره‌های فرهنگی و ارزش‌های مشترک، راهکار شاعر برای انسجام بخشی و تحقق همبستگی درون گروهی و یا ملی در مقابل دیگریِ بیگانه است. شاعر با ترسیم وضعیت تقابلی بین خود و دیگریِ اشغالگر، وجود یک گفتمان غالب را که می‌تواند مدلول تقابل باشد، مهم می‌داند و عقیده دارد که این گفتمان به توانایی و تولید قدرت در رویارویی با اسرائیل می‌انجامد.