نگاهی نو به استعاره‌های هستی شناسی در عصر صفوی با تکیه بر رسائل دهدار شیرازی و اصوال‌المعارف فیض کاشانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دنشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

doi
10.22054/jrll.2024.77923.1064
چکیده

«وجود» و «هستی» از مفاهیم بنیادین در فلسفه و عرفان اسلامی‌ست. می‌توان گفت در تمام آثار عرفانی و فلسفی در تاریخ ادبیات و تفکر فارسی به آن پرداخته شده است. آثار دورۀ صفویه نیز از این امر مستثنا نیستند. ‌‌مهم‌ترین مفاهیم شناختی یعنی خداوند، وجود، و هستی در قالب استعارۀ مفهومی در دو اثر مهم این دوره یعنی رسائل دهدار و  اصول‌المعارف به تصویر کشیده شده‌اند. این دو اثر به ترتیب نمایندۀ جریان تفکر ایرانی و شیعی در دورۀ صفویه هستند که در آن‌ها به مفاهیم وجودی نیز پرداخته شده است. در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی ‌‌مهم‌ترین استعاره‌های وجودی در این دو اثر بررسی شده، و ارتباط آن‌ها با گفتمان اجتماعی و فکری دورۀ صفوی مطرح شده است. فرضیۀ اصلی مقاله این است که اندیشه‌های وحدت تشکیکی، وحدت عددی، و وحدت وجودی در قالب استعاره‌های آفتاب، نقطه و دریا بروز و ظهور یافته‌اند. در این پژوهش با بررسی و مقایسۀ این تصاویر و خوشه‌های‌ آن‌ها به بخشی از زیرساخت‌های فکری مشترک این سه تفکر پی خواهیم برد که بازتابی از اندیشه‌های تصوف ‌شیعی ایرانی‌ست.