ارزیابی تغییرات کمی سطح و ارتفاع تاج درختان بلوط (.Quercus spp) در فرایند گلازنی
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
2 دانشیار، گروه جنگلداری، دانشگاه کردستان و مرکز پژوهش و توسعه جنگلداری زاگرس شمالی، سنندج، ایران
3 دانشیار، گروه جنگلداری، دانشگاه کردستان و مرکز پژوهش و توسعه جنگلداری زاگرس شمالی، سنندج، ایران
doi
10.22092/ijfpr.2020.351627.1950چکیده
در پژوهش پیشرو، تغییرات کمی مشخصههای ارتفاع تاج و سطح تاج درختان ویول (Quercus libani Oliv.) و مازودار (Q. infectoria Oliv.) بر اثر فرایند گلازنی در جنگلهای آرمرده شهرستان بانه بررسی شد. در شهریور 1395، دو توده که سه سال از آخرین گلازنی در آنها گذشته بود، طی دو نوبت (پیش و بلافاصله پس از انجام گلازنی) آماربرداری صددرصد شدند و برای همه درختان با قطر برابر سینه مساوی و بیشتر از پنج سانتیمتر، مشخصههای قطر، ارتفاع کل و ارتفاع و قطر تاج در دو جهت عمود بر هم اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که بهطور متوسط، ارتفاع تاج و سطح تاج درختان بلوط در فرایند گلازنی بهترتیب 15/73 و 30/06 درصد کم میشوند. در هر دو گونه بررسیشده، سطح تاج بهطور معنیداری بیشتر از ارتفاع تاج کاهش یافت، اما تفاوت معنیداری بین مازودار و ویول مشاهده نشد. بیشترین کاهش ارتفاع تاج (27/99 درصد) و سطح تاج (44/85 درصد) بهترتیب در طبقههای قطری 35 سانتیمتر در مازودار و 55 سانتیمتر در ویول مشاهده شد. با توجه به کاهش بیشتر سطح تاج نسبت به ارتفاع تاج درختان بلوط در اثر گلازنی لازم است با روشهایی مانند خلفگیری (باقی گذاشتن یک و گاهی دو جست در هر شاخه از تاج در انتهای تنه) تاحدی کاهش سطح تاج جبران شود. ایجاد رویکرد مشارکتی در چهارچوب یک سیاست جنگلداری گذار بهعنوان راهکاری مناسب برای حفظ جنگلهای زاگرس پیشنهاد میشود.