مولفه‌های زبان زنانه در نمایش‌نامۀ «کوروش کبیر» از پری صابری بر پایة نظریة لیکاف

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین- پیشوا، ورامین، ایران.

doi
10.22054/jrll.2024.78245.1065
چکیده

هدف از پژوهش حاضر، تبیین نظریۀ زبان زنانۀ لیکاف و بررسی آن در نمایش‌نامۀ «کوروش کبیر» از پری صابری است. مسئلۀ اصلی پژوهش که به صورت توصیفی- تحلیلی فراهم آمده، بازشناخت و تحلیل مؤلفه‌های زبان زنانه بر اساس الگوی لیکاف در نمایش‌نامۀ مذکور است. اهمیت این پژوهش به جهت نظریۀ زبان‌شناسی جنسیت لیکاف و نیز ارزش ادبی نمایش‌نامۀ کوروش کبیر است. مهم‌ترین پرسش آن است که در این اثر کدام شاخص‌های زبان زنانۀ الگوی لیکاف وجود دارد؟ فرضیه آن است که اغلب مؤلفه‌های زبان زنانۀ لیکافی در نمایش‌نامۀ مذکور وجود دارد و قابل بررسی است. بر اساس برآیند کلی پژوهش که اثر را در سه سطح زبانی (واژگانی و نحوی)، ادبی، و فکری ارزیابی کرده؛ و با توجه به تعداد اندک  شخصیت‌های زن نمایش‌نامه در برابر مردان (4 شخصیت زن در برابر 29 شخصیت مرد)؛ علاوه بر آنکه بسیاری از مؤلفه‌های زبان زنانه در این اندک شخصیت‌های زن یافت می‌شود، زبان کلی اثر نیز تحت تأثیر زبان نمایش‌نامه‌نویس زن، دارای شاخص‌های برجستۀ زنانه است. این موارد که در زبان مردان نیز دیده می‌شود، توسط هم‌خوان و هم‌خوانان به‌عنوان راویان، و نیز در بیان صحنه بیش از پیش خودنمایی می‌کند، گویی صابری اسطورۀ کوروش کبیر را با بیانی دراماتیک و سرشار از مؤلفه‌های زبان زنانه آفریده است. برای مثال در این اثر تشدیدکننده‌ها، تکرار واژگان، جملات دعایی، زبان شاعرانه و تن‌محوری بسامد بالایی دارد.