نشانه‌های «کنش عاطفیِ ترس» در داستان‌های بیژن نجدی با تأکید بر سه مجموعه داستان یوزپلنگانی که با من دویده‌اند، داستان‌های ناتمام و دوباره از همان خیابان‌ها

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی ، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا (س) ، تهران ، ایران.

2 دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/jrll.2023.75373.1048
چکیده

کنش عاطفی کنشی غیربیانی‌ست که احساسات و فعل‌های عاطفی گوینده را بیان می‌کند. این پژوهش به شیوة توصیفی – تحلیلی «نشانه‌های ترس» را در مجموعه‌داستان‌های بیژن نجدی بررسی می‌کند و هدف آن خوانش متن با استفاده از عناصر موجود در آن برای دستیابی به معناهای آشکار و پنهان «احساس ترس» نزد شخصیت‌های روایتی در سه مجموعه‌داستان برگزیده است. از‌این‌رو از کوچک‌ترین عناصر موجود در متن تا بزرگ‌ترین آن‌ها شامل «آوا، واژه، گروه، جمله، بند و در نهایت متن» بهره گرفته شده است. بررسی نشانه‌های احساس ترس نزد شخصیت‌های روایتی مجموعه‌داستان‌های نجدی در سه مقولة «روایت»، «زبان» و «تصویر» قابل مطالعه است. در بخش نشانه‌های روایی، «شخصیت‌ها»، «فضاسازی» و «زاویة دید» خواستگاه‌های اصلی برگزیده‌شده به وسیلۀ نجدی در ساختار روایات داستانی هستند. در بخش زبانی نیز ساختار نحوی جملات، ساختار افعال کنشی و اصوات ابزارهای بیانی احساس ترس هستند. در زمینة تصویر نیز «تشبیه» یکی از ابزار‌های بیانی است که در جهت بیان این هدف به کار رفته است. در میان انواع ترس، ترس‌های «منطقی و نابهنجار» بیشترین بسامد را دارند که در ارتباط با هر شخصیتی به شیوه‌ای متفاوت مطرح شده‌اند. «جنسیت، سن و طبقة اجتماعی شخصیت‌ها» مؤلفه‌های تعیین‌کننده در بسامد انواع ترس هستند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که فضای عمومی داستان با زبان متن همراه است و سازوکارهای زبانی در جهت القای معنای مورد نظر عمل می‌کنند.