مؤلفه‌های شاخصِ واژگانی در رویکرد لیکاف در رمان‌های شیوا ارسطویی و سیمین دانشور با تأکید بر «دشواژه‌ها، رنگ‌واژه‌ها و سوگندواژه‌ها»

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - واحد تهران مرکزی - دانشگاه آزاد اسلامی - تهران - ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - واحد تهران مرکزی - دانشگاه آزاد اسلامی - تهران - ایران.

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی - گروه زبان و ادبیات فارسی - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - واحد تهران مرکزی - تهران - ایران.

doi
10.22054/jrll.2023.75370.1047
چکیده

در سال‌­های اخیر با رونق مطالعات میان‌­رشته‌­ای «ادبیات و زبان­شناسی»، مباحثی مانند «ادبیات مردانه»، «ادبیات زنانه» و «مردانه‌­نویسی» و «زنانه­‌نویسی» مدّنظر پژوهشگران قرار گرفته است. اهمیت اصلی این­‌گونه مطالعات توجه به رابطۀ میان «زبان» و «جنسیت» است. با توجه به اهمیت رمان به‌ویژه رمان­‌های زنان، مطالعۀ شاخص­‌های زبانی مرتبط با مقولۀ جنسیت می­تواند در مسیر مطالعات سبک‌شناسی ادبی آثار زنان راهگشا و مؤثر باشد. در این پژوهش اختلافات زبانی شخصیت­‌های زنان و مردان به لحاظ شاخص واژگانی در رمان‌های دانشور و ارسطویی به شیوة توصیفی – تحلیلی بررسی شد. پرسش اصلی پژوهش چنین بود: در بافت متنی داستان‌­های دانشور و ارسطویی، تفاوت میان زبان «زنان» و «مردان» در قالب شاخص واژگانی چگونه نمود یافته است؟ یافته­‌ها حاکی از آن است که در بافت متنی رمان‌­های دانشور و ارسطویی، زبان زنان به لحاظ واژگان و اصطلاحات متفاوت از زبان مردان بازنمایی شده است. در مواردی کاربرد پارامترهای واژگانی بازنمایی­‌شده در داستان‌های دانشور و ارسطویی با شاخص‌های مدّنظر لیکاف همخوانی دارد و در مواردی نیز با آن‌ها مطابقت ندارد. ازآنجاکه در هر 4 رمان زنی دربارۀ زنان می‌­نویسد، بسامد استفاده از واژگان مخصوص زنان زیاد است. از دیگر ویژگی‌­های زبان زنان در این رمان‌­ها استفاده از تصویرگری دقیق و جزئی‌نگر، و بهره­‌گیری از رنگ­واژه­های متعدد است. زن­‌های هر دو رمان به دلیل اعتمادبه‌نفس کمی که حاصل زیستن در جوامع مردسالار است از تردیدنماها، تشدیدکننده‌ها و تقریب‌نماهای بیشتری استفاده می‌کنند و از طریق پرهیز از به‌کارگیری دُشواژه­‌ها و استفاده از سوگندواژه‌ها، زبانی مؤدبانه را برای گفت­گوهای خویش برمی‌گزینند که نشانگر ساختارهای زبانی گویندگان محتاط و فرودست است.