بررسی کاربست عوامل هفتگانه متنوارگی دی بوگراند در توسعه دلالتی در قرآن کریم
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه محقق اردبیلی. ،دانشکده ادبیات و علوم انسانی گروه زبان و ادبیات عربی، (مدیر گروه)
2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه محقق اردبیلی. دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه زبان و ادبیات عربی
doi
چکیده
زبانشناسی ابزار توانمندی در مطالعه روشمند زبان به شمار میآید که معناشناسی یکی از برجستهترین شاخههای آن است که محققان بسیاری برای کشف بیشتر مقاصد مختلف یک متن به بررسی این جنبه از زبانشناسی پرداختهاند. دیبوگراند در مطالعات معناشناسانه و نظریه خویش، عوامل 4 گانهای را معرفی کرده است که تمامی ابعاد لغوی و غیرلغوی متن را در برمیگیرد. بر اساس این نظریه تحقق متنوارگی در یک متن مستلزم حضور 7 معیار برخاسته از عوامل فوق در آن است. قرآن کریم به عنوان نمونه بیمانند ادبی، تمام عناصر متنوارگی را در ترکیبی منحصر بکار گرفته که در این میان، واژهگزینی دقیق توانسته است نقش محوری در توسعه دلالتی آیات برعهده بگیرد. پژوهش حاضر جستاری کتابخانهای-تحلیلی است که به بررسی کاربست معاییر متنوارگی در توسعه دلالتی در قرآن کریم میپردازد. پژوهش حاضر در صدد پاسخ به این سوال است که حضور این معاییر هفتگانه در ادبیات قرآنی، چگونه و تا چه میزان به بیان لایههای معنایی عمیقتر واحدهای زبانی در آیات منجر می شوند. نتایج پژوهش نشان میدهد در کنار دو معیار انسجام و پیوستگی، حضور پررنگ پنج معیار فرامتنی همانند «پذیرفتنی بودن» و «موقعیت» موجب تولید معنای بیشتر یا همان «توسعه دلالتی» آیات برای مخاطب و مترجم گشته است.