«تلفیق عشق و عرفان»، باور به «وحدت وجود» و رمز «زلف و روی» جنبه‌های «صورت و معنا» در تحلیل زبان عارفانۀ عطار

نویسندگان

1 استادیار سابق گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز – ایران

doi
10.22054/jrll.2023.74731.1045
چکیده

از آغازین نمونه‌­های غزلیات عرفانی فارسی تا کنون، ابراز عاشقی و بیان حال‌­های عاشقانه جایگاهی ویژه و نمودی گسترده در مضامین عرفانی داشته است. غزلیات عطار را باید از آغازین نمونه­‌های غزل تلفیقی که مضامین عاشقانه و عارفانه را درهم‌می‌آمیزد، به شمار آورد. تئوری­‌پردازی و رمزسازی عرفانی این تلفیق را نیز می­توان از درون غزلیات عطار استخراج کرد. مبانی نظری تلفیق عشق و عرفان را بیش از هر چیز باید در باور عرفانی «وحدت وجود» جست­وجو کرد. بررسی زبان­‌شناسانه، سبک­‌شناسانه و عرفان­‌پژوهانه مبحث «صورت و معنا» پیوند ساختاری عشق و عرفان را در لایه­‌های مختلف سروده­‌های عطار آشکار می‌­سازد. در این مقاله با پیشینۀ بررسی معانی و مضامین غزلیات فارسی تا سدۀ هشتم هجری، و بهره­‌گیری از مباحث عرفان نظری، زبان­‌شناسی شناخت‌گرا، و سبک‌­شناسی ساخت‌­شکنانه با محوریت مبحث «صورت و معنا»، به بررسی ساختار عاشقانه- عارفانۀ غزلیات عطار و رمزگشایی از زبان سمبولیک ویژه‌­اش در این حوزه پرداخته شد. پژوهش به شیوۀ کتاب­خانه‌­ای، همراه با گردآوری و طبقه­‌بندی استقرایی داده­‌ها، و تحلیل کیفی، تبیینی و اکتشافی بود که به چند نتیجۀ اصلی انجامید: تبیین روند شکل­‌گیری چند نماد پرکاربرد «زلف»، «روی»، «خط» و «لب» در غزلیات عطار؛ بررسی انتقادی بحث سبک‌­شناسانۀ «تلفیق عشق و عرفان»؛ و تحلیل جنبه‌­های گوناگون صورت و معنا در زمینه‌­های مختلف زبانی، ادبی و عرفانی.