شورویهراسی و نقش آن در فرآیند سیاست خارجی پهلوی دوم
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام
2 دانشجوی دانشگاه امام صادق علیه السلام
doi
10.30497/pk.2019.2620چکیده
همواره تبیین ابعاد سیاست خارجی حکومتهای گذشته ایران چراغ راهی برای تعیین سیاستگذاری و عرصه تصمیمگیری برای آینده است. در تحلیل سیاست خارجی رژیم پهلوی دوم، این نکته توسط نویسندگان شناسایی و تحلیل شده که ایران یک هراس همیشگی نسبت به شوروی داشته و این هراس در سیاستگذاریها و راهبردهای روابط خارجی پهلوی نقش مهمی ایفا نموده است. این مقاله تلاش میکند عوامل و منابع ایجاد هراس از شوروی در حکومت پهلوی دوم را تبیین و نقش آن را در تصمیمگیری سیاست خارجی تحلیل کند. رویکرد محققان در این مقاله توصیفی ـ تبیینی بوده و در همین راستا با ترکیب دو نظریه روانشناسی سیاسی ماروین زونیس و نظریه پیوستگی جیمز روزنا، الگوی نظری جدیدی را طراحی نمودهاند که مبنای تحلیل قرار گرفته است. نویسندگان با تبیین منابع فرد، نقش، ساختار حکومت، ساختار اجتماعی، عوامل فراملی یا نظام بینالملل، ابعاد شورویهراسی را تبیین؛ و اثرگذاری آن در فرآیند تصمیمگیری سیاست خارجی پهلوی دوم را نشان دادهاند.