اثر گونههای درختی پهنبرگ بر مشخصههای شیمیایی و میکروبی خاک در جنگل جلگهای نور
نویسندگان
1 دانشآموخته دکترای جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران
2 دانشآموخته دکترای جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران
3 استادیار، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران
doi
10.22092/ijfpr.2020.341983.1909چکیده
مشخصههای خاک جنگل میتواند بهشدت تحت تأثیر فصل و گونه درختی باشد، اما پژوهشهای اندکی، تأثیر تکدرختان در فصلهای مختلف را بر مشخصههای خاک بررسی کردهاند. در پژوهش پیشرو که در جنگل جلگهای نور واقع در شمال کشور انجام گرفت، تأثیر چهار گونه درختی درختی انجیلی (Parrotia persica (DC.) C. A. Mey.)، اوجا (Ulmus minor Miller)، بلندمازو (Quercus castaneifolia C. A. Mey.) و سفیدپلت (Populus caspica Bornm.) بر ویژگیهای شیمیایی و زیستی خاک در دو فصل خزان (آبان 1395) و رویش (شهریور 1396) بررسی شد. با انتخاب پنج تکرار از هر گونه، نمونههای خاک از عمق 15 سانتیمتری در چهارطرف تنه اصلی درختان برداشت شد. این نمونهها تا روز آزمایش در دمای چهار درجه سانتیگراد نگهداری شدند. سپس، مشخصههای شیمیایی (کربن آلی، نیتروژن کل و نسبت کربن به نیتروژن) و شاخصهای میکروبی خاک (تنفس پایه، کربن و نیتروژن زیتوده میکروبی و نسبت آنها) اندازهگیری و محاسبه شد. بهمنظور بررسی آماری مشخصهها از تجزیه واریانس دوطرفه و برای مقایسه میانگینها از آزمون چنددامنهای دانکن استفاده شد. نتایج نشان داد که برخلاف شاخصهای میکروبی، مشخصههای شیمیایی خاک تحت تأثیر تغییرات فصل قرار نمیگیرند. کربن زیتوده میکروبی، نسبت کربن به نیتروژن زیتوده و درصد کربن آلی در خاک بستر بلندمازو بیشتر بود، درحالیکه بیشترین نیتروژن زیتوده میکروبی و درصد نیتروژن کل و کمترین نسبت کربن به نیتروژن در خاک بستر سفیدپلت مشاهده شد. در یک نتیجهگیری کلی، سفیدپلت بهدلیلهای ذکرشده میتواند شرایط مناسبتری را برای فعالیتهای میکروبی نسبت به گونههای دیگر فراهم کند، بنابراین پیشنهاد میشود که این گونه برای بهبود کیفیت خاک منطقه موردتوجه قرار گیرد.