تحلیل کارکرد ادبی صفت در آثار چوبک با تاکید بر دو اثر: رمان تنگسیر و مجموعه داستان کوتاه انتری که لوطیاش مرده بود
نویسندگان
1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/jrll.2023.70977.1031چکیده
در این پژوهش تلاش میشود نقش فرادستوری صفت در پرداخت شخصیتها، ساخت فضا، مکتب ادبی نویسنده، ترسیم صحنه و کارکرد ادبی بررسی شود. بدین منظور در رمان تنگسیر و مجموعهداستان انتری که لوطیاش مرده بود چگونگی کارکرد ادبی و معناییِ صفت بررسی گردید. با تحلیل دادهها به روش توصیفی- تحلیلی این نتیجه حاصل شد که صفت در ساخت و پرداخت شخصیتها، بیان دیدگاه آنها، روابط، و طرز فکر شخصیتها از همدیگر مؤثر است، همچنین در ساخت آرایههای ادبیای نظیر استعاره، حسآمیزی، و برجستهسازیهای ادبی نقش دارد. صفت در ساخت فضای حاکم بر داستان نیز از طریق بسامد کاربرد، تیرگی یا روشنی، و ویژگیهایی نظیر ویژگیهای فیزیکی و نوع ساختمان تأثیرگذار است. از نظر ردهشناختی با بررسی بسامد صفات بهکاررفته این نتیجه حاصل شد که بسامد صفات سرنمون، چه در رمان و چه در مجموعهداستان کوتاه، بیشتر از صفت غیرسرنمون است. نویسنده بیشتر از صفات بیانی ساده استفاده کرده است و اغلب آنها صفات سرنمون هستند. یعنی، بالاترین درجۀ صفتبودن را دارند و برای شخصیت اول یا قهرمان داستان بهکار برده شدهاند.