کاربردهای فعل «ماضی» در دستور عربی و فارسی با رویکردی به آیات قرآن
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک
4 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک.
5 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک.
doi
چکیده
«فعل» از ارکان مهم در ساختار جمله است که بار اسنادی و دلالت زمانی آن را بر دوش میکشد. قرآن کریم نیز آکنده از انواع قالبهای فعل ماضی است که کاربردهای متنوع آن تاکنون آنگونه که باید مورد دقت و بررسی قرار نگرفته است. از میان اقسام آن، فعل «ماضی» در دو زبان فارسی و عربی، به شکلی گسترده و در ساختارهای متنوّع به کار رفته است و ضمن دلالت بر زمان گذشته، مفهوم زمان حال و آینده را نیز منتقل میسازد. این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی ـ تحلیلی در حوزه دستور تطبیقی، تلاش دارد ساختارهای فعل ماضی را در این دو زبان، عمیقاً واکاوی کند و کاربردهای متنوع آنها را با تکیه بر قرآن کریم تبیین نماید؛ بهگونهای که با یکدیگر مشتبه نگردد و مترجمان در فهم صورتهای مختلف زمانهای افعال دچار اشتباه نشوند.در این جُستار، ضمن یکپارچهسازی زمان ماضی در دستور فارسی و عربی با رویکرد قرآنی، قواعد دستوری ماضی ساده، ماضی نقلی، ماضی استمراری، ماضی بعید و ماضی التزامی، به همراه کارکردهای گسترده آنها آمده است. همچنین برای زمان گذشته نیز دو قالب جدید زمان «ماضی بدوی» و «ماضی مقصود»، به زمانهای افعال اضافه گردید که در منابع دستوری فارسی و عربی بدان اشارهای نشده است، یا آنکه برایش چارچوبی دقیق واحکامی مشخص تبیین نگشته است. همچنین برای تبیین قواعد دستوری، به 30 شاهد شعر فارسی و 13 بیت عربی و 50 آیه قرآن کریم استناد شده و در مجموع، 125 قاعده برای کاربردهای مختلف فعل ماضی در هر دو زبان فارسی و عربی تدوین گردیده است.