رابطه عدالت و آزادی در حکمت سیاسی متعالیه؛ با تأکید بر آراء علامه طباطبایی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی، دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق علیه السلام

2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه تهران

doi
10.30497/pk.2019.2612
چکیده

عدالت و آزادی از مفاهیم بنیادین و اساسی جامعه بشری است که مفهوم‌شناسی، مبانی، نحوه اعتبار در جامعه و رابطه این‌دو همواره مورد توجه اندیشمندان علم سیاست بوده است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل داده‌های «تفسیر متن‌محور» به‌تعریف، انواع و مبانی دو مفهوم عدالت و آزادی در آراء علامه طباطبایی پرداخته و صورت‌بندی‌ای از رابطه این دو مفهوم با یکدیگر ارائه شده است. در این نگاه، عدالت امری عینی و در عین حال اعتباری است که اولین رکن حیات اجتماعی بشری را شکل داده و هویت حکمت سیاسی متعالیه قائم به‌آن است. عدالت بعد از تشکیل اجتماع در میان انسان‌ها، اعتبار شده و به‌معنای تناسب در امور و ارائه استحقاق حقیقی هر شخص است و در نتیجه تمام اعتباریات دیگر حیات اجتماعی بشر بر آن استوار شده و به‌واسطه آن مشروعیت و اعتبار می‌یاید. آزادی نیز مفهومی بدیهی و در عین حال از ابتدایی‌ترین نیازها و خواسته‌های انسانی بوده و بر اساس تقوم نفس انسانی و برمبنای اختیار، برای انسان امری اولی محسوب می‌شود. همچنین ازآن‌جاکه در اندیشه علامه طباطبایی، نظام اجتماعی جز بر پایه عدالت قوام نگرفته و سایر مسائل و موضوعات عمده فلسفه سیاسی، از جمله آزادی جز بر اساس آن شکل نمی‌یابد، آزادی در دو حیطه «زمینه‌ و پیش‌شرط‌» و «هدف‌ و نتیجه‌» وامدار عدالت است. در عین حال تعادل میان این دو مفهوم از عوارض قوام جامعه است.