بررسی فرانقش‌های زبانی در مرثیۀ احمد شاملو و سهراب سپهری

نویسندگان

1 دانشگاه علامه طباطبایی

2 علامه طباطبائی

doi
10.22054/jrll.2023.72909.1040
چکیده

زبان‌شناسی نظام‌بنیاد نقش‌گرای هلیدی یکی از نظریه­‌های کارآمد در تحلیل متون ادبی است. در این نظریه، درک زبان و کاربردهای زبانی در بافت موقعیتی و اجتماعی شکل می‌­گیرد. از دیدگاه هلیدی بافت موقعیتی، نظامی نشانه‌­ای است که سه سازه دارد و هر سازه با یکی از فرانقش­‌های سه­‌گانۀ زبان متناظر است. در بررسی مقایسه‌­ای متون ادبی تحلیل هر یک از این فرانقش‌­ها سبب درک معنای متن و نوع نگرش گویندۀ متن به موضوع می­‌شود. در این مقاله، براساس این رویکرد مرثیه­‌هایی که دو شاعر معاصر، سهراب سپهری و احمد شاملو، در رثای فروغ فرخ‌زاد سروده­‌اند بررسی می­‌شود. با بررسی نظام‌ گذرایی، منطقی ـ معنایی، بستگی، وجهی، آغازگر ـ پایان‌بخشی، اطلاعی، و نیز عناصر غیرساختاری در دو متن و مقایسۀ آن دو می­‌توان تفاوت سبک دو شاعر، یعنی نگرش آنان به جهان و نحوۀ بیان آن‌ها را دریافت. روش پژوهش کیفی و کمّی است. از نتایج پژوهش این موارد است: شاملو بیشتر در مرثیۀ خود گرایش به بازنمایی جهان بیرون و سپهری گرایش به بازنمایی جهان درون دارد. شاملو مخاطب خود، یعنی فروغ فرخ‌زاد، را حاضر در نظر گرفته و به همین سبب افعال زمان حال را به کار برده است، درحالی‌که سپهری با غایب دانستن مخاطب فقط از زمان گذشته استفاده کرده است.