تحلیل متن سوره مریم براساس نظریه کنش گفتاری با تأکید بر الگوی جان سرل
نویسندگان
1 هیأت علمی دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
کاربست نظریههای جدید زبان شناسی در تحلیل متون دینی، افقهای جدیدی را در برابر پژوهشگران هر دو حوزه قرار میدهد. نظریه کنشهای گفتاری آستین و سرل از جمله این نظریهها میباشد. بررسی ارتباط میان ذهن گوینده و کنش و کاری که با زبان انجام میشود، هدف اصلی این نظریه زبان شناسی است که با تأثیر از مطالعات فلسفه تحلیلی مطرح شد. به کارگیری این نظریه در تحلیل متن قرآن، لایههای عمیقی از معانی آیات را آشکار میسازد و نشان میدهد که چگونه میتوان از گزارهها و اسلوبهای شایع در قرآن با توجه به سیاق و بافت آیات، معانی متعددی برداشت کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با تأکید بر الگوی جان سرل در این نظریه، به تحلیل کنشهای گفتاری در سوره مریم میپردازد. نتایج پژوهش نشان میدهد که از میان کنشهای پنجگانه سرل، کنشهای اظهاری، ترغیبی و سپس عاطفی بیشترین بسامد را در این سوره دارند. کنش اظهاری غالبا به منظور باز خوانی سرگذشت اقوامی است که به دلیل غفلت و سرپیچی از پیشوایان دینی، دچار گمراهی و در نهایت هلاکت شدهاند. کنش ترغیبی ضمن آگاه نمودن مخاطبان از سرنوشت پیشینیان، آنان را به پیمودن مسیر سعادت و رستگاری تشویق میکند و کنش عاطفی نیز برای بیان حالات و شرایط روحی و عاطفی شخصیتهای مذکور در سوره مریم میباشد. غالب این کنشها به صورت غیر مستقیم میباشند و توان تعبیری و عمق معانی آیات به گونهای است که در بسیاری از موارد بیش از یک کنش گفتاری در این آیات وجود دارد.