ساختارهای روایی مثنوی‌های عطار

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ زبان و ادبیات فارسی، کارشناس وزارت آموزش و پرورش، تهران، ایران

2 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22054/JRLL.2022.55299.1001
چکیده

محققان حوزۀ شعر عرفانی ساختار روایی بیشتر مثنوی­‌های عرفانی فارسی به‌­ویژه مثنوی­های شگرف سه­‌گانۀ آن یعنی حدیقـة‌ الحقیقه سنایی، منطق الطیر عطار، و مثنوی معنوی مولوی را دارای ساختاری مشترک، و مبتنی بر پیرنگ کلان و طرح سراسری می‌­دانند. مثنوی­‌های الهی­‌نامه و منطق الطیر و مصیبت‌نامۀ عطار که سفرنامۀ روحانی به شمار می­‌آیند، افزون بر داشتن پیرنگ کلان از ساختار روایی خُرد متفاوتی نیز بهره‌­مند هستند. در جستار حاضر با روش توصیفی‌-تحلیلی و رویکرد روایت‌شناسی که هدف نهـایی آن کشـف الگوی جامع روایت است، کوشیدیم از رهگذر تبیین ساختارهای روایی مثنوی‌های سه‌­گانه به راز حکایت-تمثیل­‌ها و کارکرد اصلی آن­‌ها پی ببریم. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که عطار ضمن ساختار وحدتی‌-‌کثرتی مبتنی بر طرح سراسری این مثنوی­‌ها، از ساختارهای روایی سفرنامه‌ه­ای هزارویک­شبی و کتاب مقدسی نیز بهره جسته است و راز اصلی حکایت‌‌-‌تمثیل­‌های وی این است که تاریخ روزگار خویش را بر اساس الگوی روایت تاریخ انبیا می‌­سنجد و به حوادث تاریخی روزگار خود ارجاع نمی­‌دهد.