ترتیب ارکان جمله و ساخت اطلاع در متون نثر قرن پنجم هجری

نویسندگان

1 دانشیار زبانشناسی ، دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22054/jrll.2022.66381.1011
چکیده

متون منثور برجای‌مانده از قرن 5 ق که از زبان عربی و متون فارسی دورۀ پیشین تأثیر پذیرفته‌اند، موردِ پژوهشیِ مناسبی در قلمرو زبان‌شناسی هستند. می‌توان از رهگذر چارچوب‌های نقش‌گرایانه به متون این دوره نظر انداخت و ویژگی‌های زبانی‌شان را به‌گونه‌ای تشریح کرد که دستمایۀ تحقیقات سبک‌شناسانه واقع شود. بررسی ترتیب ارکان جمله و ساخت اطلاع، و ارتباط این دو مقوله با یکدیگر به زبان‌‌پژوه امکان آن را می‌دهد که رابطۀ معنی (کاربرد) با صورت زبانی را بهتر فهم کند، به‌علاوه می‌تواند ابزاری برای شناخت ویژگی‌های سبکی هر دوره باشد. در این پژوهش تلاش شده تا در چارچوب دستور نقش‌گرای نظام‌مند، وضعیت ساخت اطلاع در قرن پنجم بررسی شود و با نگاهی آماری، وضعیت ترتیب ارکان جمله و ساختمان نحوی در این دوره توصیف گردد. پیکره‌ای شامل 1200 جمله از کتاب‌های کشف‌المحجوب، تاریخ بیهقی، رسالۀ قشیریه، التفهیم، قابوس‌نامه و دانش‌نامۀ علایی گردآوری، و الگوهای ترتیب سازه‌های اصلی در این متون مشخص گردید. معین شد که هر جمله با کدام‌یک از الگوهای ساخت اطلاع مطابقت می‌کند. این تحقیق نشان داد که در قرن 5 ترتیب بنیادین یا صورت بی‌نشان ارکان اصلی جمله در جملات گذرا، مطابق با الگوی فاعل-مفعول-فعل و در کل جملات مطابق با الگوی هسته‌پایانی است. تعداد جملات با ترتیب‌های نشان‌دار فقط 10 درصد کل پیکره را تشکیل می‌داد که به معنای انعطاف کمِ متون این دوره به‌ ‌لحاظِ ترتیب ارکان جمله است. بررسی وضعیت ساخت اطلاع در این دوره نیز نشان داد که فقط 5 درصد از جملات منطبق با الگوهای نشان‌دار ساخت اطلاع بودند.