کاربست اعتبارسنجی روایات و منقولات تاریخی در نقـد خوانش ادبی معـاصر از قصص قرآن با تأکید بر دیدگاه ادبی آیت الله جوادی آملی

نویسندگان

1 دانشجو دکتری علوم قرآن حدیث دانشگاه علامه طباطبایی

2 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه علامه طباطبایی

3 استاد تمام گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه علامه طباطبایی

doi
چکیده

داستان­های قرآن در مواضع و سیاق­­های گوناگون ذکر شده است. این پراکندگی و تفاوت سبک­های بیان قصص در گفتمان آیات، شبهه راهیابی تعارض به متن قرآن را در ذهن مخاطب تداعی می­نماید؛ این در حالی است که با بهره­گیری از قراینی می­توان ضمن پاسخ­گویی به شبهاتی چون تاریخ­مندی و متن ادبی و بلاغی بودن قرآن، در رد ادعای مذکور مبادرت ورزید. روایات منتسب به معصومین از جمله قراین ناپیوسته­ای به شمار می­روند که نقش مؤثری در تبیین آیات الهی ایفا می­نمایند. لکن با عنایت به احتمال ورود اسرائیلیات به منابع روایی، ارجاع به این مصادر را با مشکل مواجه ساخته و زمینه را برای ادبی و بلاغی دانستن قصه­های تاریخی قرآن می­گشاید. از سویی از آنجا که موارد گوناگونی از اشتراک میان داستان­های قرآن و نقل­های تاریخی مشاهده می­شود، با نظر به اینکه گاه حلقه­های مفقود قصص در تاریخ یافت می­شود، کاربست داده­های تاریخی در تفسیر داستان­های قرآن نافع می­نماید و کمک شایانی نیز در پاسخ­گویی به شبهاتی که، تنها روش فهم قرآن را روش ادبی و تحلیل متن می­داند، خواهد نمود. بر این اساس پژوهش حاضر از رهگذر تأمل در آرای اندیشمندان مسلمان به ویژه آیت الله جوادی آملی و با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی به این پرسش کلیدی که «کارکرد روایات و منقولات تاریخی در نقد خوانش ادبی معاصر از قصص قرآن چگونه ارزیابی می­شود؟» پاسخ داده است.