تحلیل عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در فرایند استراتژی توسعۀ شهری (بررسی تطبیقی مناطق سهگانۀ شهر قزوین)
نویسندگان
1 استادیار جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه پیام نور
doi
10.22111/gaij.2015.2169چکیده
فرایند استراتژی توسعۀ شهری (CDS) بهعنوان رویکردی نوین در برنامهریزی شهری توسط سازمان ائتلاف شهرها در سال 1999 با هدف افزایش ارتقای مشارکت شهروندان و ایجاد حکمروایی خوب شهری مطرح گردید. در این پژوهش، جامعه آماری مورد مطالعه، شامل شهروندان مناطق سهگانۀ شهر قزوین است که به صورت تصادفی با استفاده از پرسشنامه و تحلیل نرم افزار آماری spss در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی، باهدف سنجش متغیرهای مؤثر بر مشارکت شهروندان در فرایند استراتژی توسعه شهری مورد مطالعه قرارگرفته است. نتایج حاصل از تحلیل دادههای آمار ناپارامتری براساس آزمون F-TEST بین رابطۀ تحصیلات و میزان مشارکت در توسعه شهری، نشان می دهد که تفاوتهای مشاهده شده در میزان مشارکت شهروندان در فرایند توسعه شهری در هر سه منطقه بر حسب تحصیلات واقعی بوده است و قابل تعمیم به جامعه آماری است و تفاوتهای مشاهده شده بین میزان درآمد و مشارکت شهروندان از طریق F-test در منطقه 3 بر حسب درآمد واقعی نبوده است و قابل تعمیم به جامعه آماری نیست. نتایج بررسی رابطۀ بین شناخت و میزان مشارکت در تصمیمسازی و توسعه شهری از طریق ضریب همبستگی در منطقه 3 برابر با 0.456 با سطح معناداری 000/0 است. باید افزود که یافتههای آزمون T، رابطه معناداری را بین توانمند سازی و میزان مشارکت در توسعه شهری در هر سه منطقه مورد مطالعه را نشان می دهد. از مؤثرترین مؤلفههای تأثیرگذار و ساختار فرصت در رویکرد استراتژی توسعه شهری در سطح مناطق مورد مطالعه، میتوان از اصلاح و تغییر نگاه مدیریتی، داشتن رویکرد چشماندازسازی همراه با مشارکت واقعی شهروندان را بهعنوان یک ضرورت تام در فرایند استراتژی توسعه شهری قزوین نام برد.