شیوه‌های کاربرد سازه دستوری "واژه عطف" در متون ادبی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22054/jrll.2022.67237.1016
چکیده

در زبان فارسی کلمه­‌های مرکبی که با الگوی ساختاری «واژه + و + واژه = واژه» ساخته می­‌شوند، واژه­‌عطف می­‌خوانند. این نام‌گذاری بر کلمه و مرکب بودن این نوع سازه­‌ها در تقابل با ترکیب و گروه نحویِ همپایه تأکید می‌­کند. با توجه به مطالعات زبانی و دستوری که پیشینۀ پژوهش حاضر بوده و از جنبه­‌های گوناگون به ویژگی­‌های ساختاری و معنایی این سازۀ مرکب و تبیین روابط میان پایه­‌های آن پرداخته‌­اند، واژه­‌عطف متناسب با ساختار غالباً معنای ترکیبی و تصویر روشنی دارد که در راستای اهداف نوواژگانی و مقوله‌­سازی در زبان فارسی کاربرد می‌­یابد. مقالۀ حاضر ضمن توجه به این ویژگی­‌ها، به توصیف و تحلیل کیفیِ کاربردهای این ساخت دستوری در پیکره‌­ای متشکل از چند متن ادبی پرداخته است. یافته­‌های تحقیق نشان می­‌دهد که اجزای این سازۀ مرکب با توجه به ساخت نحویِ آن هم­آییِ واژگانی، و استقلال نمایشی دارند و با این ویژگی‌­ها جابه­‌جایی، تفکیک، و تغییرِ ترتیب آن‌ها در متون ادبی روایی و رواج یافته است. ازاین‌رو، خمسۀ نظامی عرصۀ کاربردهای بی‌­پروای گونۀ مرکب عطفی است، کاربرد مرکب اتباعی و اصوات مرکب عطفی در شعر مولانا تشخص دارد، و اصوات مرکب عطفی در شعر نیمایی و غزل معاصر دارای بسامد است. نوعی یکسان‌انگاری میان سازۀ واژه‌­عطف با ساخت نحوی همپایه در متون ادبی محسوس است تا آنجا که در متون معتدلی همچون شعر سعدی و غزل حافظ، چیدمان و توزیع نحوی کلام به گونه‌­ای است که تشخیص مرکب عطفی از گروه نحویِ همپایه با دشواری بیشتری همراه است.