شناسایی و تحلیل کجفهمیهای بنیادین در یادگیری مفاهیم فیزیک
نویسندگان
1 دانشگاه سمنان
2
doi
10.48310/basic.2026.22936.1593چکیده
علوم تجربی بهعنوان یکی از مهمترین، بنیادیترین و تأثیرگذارترین دروس در نظام آموزشی مدارس شناخته میشود؛ درسی که نقشی اساسی در شکلگیری دانش، نگرش و مهارتهای علمی دانشآموزان ایفا میکند و آنان را برای درک بهتر جهان پیرامون آماده میسازد. این حوزه آموزشی، افزون بر انتقال مفاهیم علمی، زمینهساز پرورش تفکر منطقی، حل مسئله، مشاهده دقیق و تحلیل پدیدههای طبیعی نیز هست. در میان شاخههای مختلف علوم تجربی، درس فیزیک به دلیل ماهیت مفهومی، انتزاعی و گاه پیچیده مباحث خود، همواره از چالشبرانگیزترین دروس برای بسیاری از دانشآموزان به شمار آمده است. پیشینه پژوهشی نشان میدهد که دانشآموزان غالباً بر اساس مشاهدات روزمره، برداشتهای شهودی، آموزشهای غیررسمی و گاه توضیحات نادقیق، پیشفرضهای ذهنی ناسازگار با اصول علمی شکل میدهند. این پیشفرضها در بسیاری از موارد به ایجاد کجفهمیهای پایدار و بنیادین در یادگیری مفاهیم فیزیکی منجر میشود و درک صحیح آنان از موضوعات پایه را با مانع مواجه میکند. از همین رو، شناسایی این کجفهمیها و تحلیل علل شکلگیری آنها، از مسائل مهم در حوزه آموزش علوم به شمار میرود. این پژوهش با هدف شناسایی، دستهبندی و تحلیل کجفهمیهای شایع دانشآموزان در درس فیزیک و نیز ارائه راهکارهای کاربردی برای معلمان و مدرسان این حوزه انجام شده است. روش تحقیق در این مطالعه، کیفی و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی بوده و دادهها از طریق بررسی نظاممند منابع کتابخانهای، مقالات علمی و نشریات معتبر گردآوری شدهاند. یافتهها نشان میدهد که ریشه این کجفهمیها عمدتاً در محدودیت تجربههای حسی، تفسیرهای غیرعلمی از پدیدهها، ضعف در آموزش مفاهیم پایه و شیوههای تدریس ناکافی نهفته است. در نهایت، این مقاله با ارائه تحلیلی ساختاریافته، چارچوبی مفهومی برای درک بهتر موانع یادگیری فراهم کرده و راهبردهایی برای بهبود فرآیند آموزش فیزیک، چه در سطح تدریس معلمان و چه در سطح یادگیری دانشآموزان، پیشنهاد میکند.