کارکردهای بلاغی و انسجام‌آفرینی جانشین‌های اشاره‌ای در سورۀ مبارکۀ «حج» و ترجمه‌های آن از فولادوند، خرمشاهی و محدّث دهلوی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک

4 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک.

doi
چکیده

      بنابر نظریۀ زبانی هلیدی و رقیه حسن (1976م)، انسجام متنی یکی از مهم­ترین مؤلفه­های متن­وارگی است که با عناصر گوناگونی همچون دستوری، واژگانی و پیوندی نشانه­گذاری می­شود. «جانشینی» گونه­ای انسجام دستوری بوده که به معنای قرار گرفتن عنصری در متن به­جای عنصری دیگر است و در اشکال مختلف اسمی، فعلی، جمله­ای و بندی در کلام نمود می­یابد. اسم­های اشاره در قرآن کریم، به دلیل ظرفیت بالای معنایی و بلاغی­شان، در صورت­های مختلف جانشینی به­کار رفته­اند و از این­رو نقش بسزایی در انسجام و پیوستگی متنی آیات ایفا کرده­اند؛ همچنین با درهم شکستن ساختار دستوری متن، علاوه بر  برجستگی، پویایی، اختصار و ایجاد ابهام هنری، با گسترۀ معنایی خود باعث ایجاد نظم خطی و شبکه­ای شده­اند. این پژوهش در صدد است تا با بهره­گیری از نظریۀ هلیدی و حسن، مسألۀ جانشینی اسم­های اشاره را در سورۀ «حج» و کیفیت برگردان آن­ها را در سه ترجمۀ منتخب بررسی کرده تا از این رهگذر میزان موفقیّت مترجمان در تصریح معنا و مفهوم بلاغی این عنصر انسجامی آشکار گردد؛ بدین منظور، دو ترجمۀ معنایی از فولادوند و خرمشاهی و یک ترجمۀ تحت اللفظی از محدث دهلوی انتخاب شد. بررسی­های پژوهش نشان می­دهد که از میان این ترجمه­ها، فولادوند تا حدودی، با تصریح معنا و رعایت نکات بلاغی، تعادل انسجامی را برقرار نموده و محدث دهلوی نیز به فراخور ترجمۀ تحت اللفظی خویش تا اندازه­ای با تصریح و روشنگری در متن مقصد، انسجام برقرار نموده است؛ اما خرمشاهی با وجود ادبی بودن ترجمه­اش، از تصریح معنا و ظرافت­های بلاغی اسم­های اشاره غافل مانده که همین امر باعث شده تا ترجمۀ او از صراحت انسجامی لازم برخوردار نباشد.