خوانش نمود زمان در رمان «سیدات القمر» جوخه الحارثی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد

4 استاد دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.29252/jalc.2022.101969
چکیده

از جمله شاخصه‌های بارز متون روایی معاصر، کاربست فنون روایی چندلایه در آن است. رمان «سیدات القمر» جوخه الحارثی نمونه‌ای درخشان از این دست رمان‌ها است. مخاطب پس از مطالعۀ صفحات آغازین رمان درمی‌یابد با اثری چندلایه مواجه است که جهت ورود به دنیای آن باید خود به عنوان کنشگر ثانویۀ متن با در کنار هم چیدن بخش‌های مختلف رمان، به آن راه جوید. پژوهش حاضر بر آن است تا به شیوۀ تحلیل محتوا به بررسی ساخت‌مایه‌های روایی و به طور اخص شگردهای زمانی این رمان بپردازد. انتخاب این موضوع برای نویسندگان از آن جهت اهمیت داشته که حارثی با دقت و موشکافی فراوانی، به پرورش عنصری پرداخته که ژرار ژنت، نظریه‌پرداز فرانسوی با دقت فراوانی تمامی جوانب آن را بررسی کرده است. از این رو بر آن شدیم تا این مؤلفه را در رمان مزبور براساس نظریۀ روایی ژنت تحلیل و واکاوی نماییم. بررسی‌ها نشان داد که نویسنده با قرار دادن طرح روایت بر ساختاری غیرخطی و به کمک تکنیک‌هایی همچون زمان‌پریشی و سیلان ذهن توانسته است رمانی مدرن و چندلایه خلق کند. در این رمان نویسنده به اقتضای مقاصد خویش از کمیت‌های نوشتاری متفاوتی برای بیان ابژه‌ها استفاده کرده است. بسامد مکرر، بیش از دیگر بسامدها به کار رفته و به نوعی به سبک نگارش نویسنده بدل گشته است.