بررسی قصه یوسف (ع) بر اساس نظریه تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
2 دانشیارگروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
doi
چکیده
بررسی معنا و یافتن مدلولات اثر ادبی به واسطه دالها و نشانههای روساخت متنی، همواره یکی از دغدغههای اصلی ناقد ادبی از دیرباز تاکنون بوده است. تحلیل گفتمان با رویکردها و شاخهها و نظرات متعدد و گوناگون خود در تلاش است روابط متقابل زبان و جامعه را گره گشایی کند؛ به بیانی دقیقتر تحلیل گفتمان با تکیه بر اشکال زبانی و نشانهها، در ورای خود نوعی مفهوم ایدئولوژیک را با هدف عملکرد اجتماعی بازخوانی میکند و در واقع ایدئولوژی در پس متون را مورد واکاوی و کنکاش قرار میدهد؛ از این رو تحلیل گفتمان رویکردی متن بنیاد است که متن را از جهت ملاکهای درونی و بیرونی بررسی میکند. نظریه تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف یکی از مشهورترین نظریات حوزه گفتمان کاوی به شمار میآید که در تلاش است ضمن بیان رابطه میان ملاکهای درونی و برونی متن، قدرت مسلّط جامعهای را که اثر ادبی در آن شکل گرفته از طریق سه محور توصیف، تبیین و تفسیر مورد واکاوی قرار دهد. بر این اساس پژوهش حاضر در صدد است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانهای، داستان حضرت یوسف را بر پایهی نظریهی گفتمان انتقادی فرکلاف در سطوح سه گانه تحلیل نماید. دستاورد پژوهش حاضر نشان میدهد که میان زبان و بافت اجتماعی و بیرونی قصه حضرت یوسف در قرآن کریم انسجام و پیوند ناگسستنی وجود دارد و این قصه از جهت برجستگیهای برهانی، عاطفی و گفتمانی در سطح زبان، متناسب با موقعیت آن در کنعان و سپس در قصر فراعنه مصر شکل گرفته است.