بررسی و تحلیل نقاط اتصال و اشتراک داستان های سوره کهف

نویسندگان

1 دانشیار الهیات و علوم قرآن و حدیث / دانشگاه اراک

2 دانشجوی دکتری دانشگاه اراک.

doi
چکیده

یکی از بهترین شیوه­های جای­گیری مطالب تعلیمی و انتزاعی در ذهن مخاطب، استفاده از نمودها و تجارب حسی است. در این شیوه ساختارهای فرعی و ملموس، در ارتباطی معنادار مکمل و تأیید کننده مفاهیم تعلیمی و تجریدی مورد نظر هستند. بدین صورت که ساختارهای معنایی کوچک­تر، بر اثر یک پیوستگی معنایی و جای­گیری بر یک محور همنشینی در کنار یکدیگر، ساختاری بزرگتر را پایه­ریزی می­کنند. داستان­های فرعی را­ که در بعضی سوره­های قرآن، در کنار یک داستان اصلی ظهور یافته­اند، می­توان بر اساس همین شیوه، تحلیل و بررسی کرد. یکی از این سوره­ها، سوره کهف است که در آن چهار داستان «اصحاب کهف، صاحب دو باغ، موسی(ع) و خضر، و ذوالقرنین» در کنار هم قرار گرفته­اند. این داستان­ها مستقل از هم بوده و مربوط به امت­ها و اقوام مختلفی هستند که در فاصله زمانی بسیار دوری از هم زیسته­اند. در همین راستا این نوشتار بر آن است تا دلائل و اسباب ادبی تجمع این چهار قصه در سوره واحد را بررسی و حلقه­های اتصال و پیوند آنها را به تصویر بکشد. آنچه در نهایت حاصل شد این است که شماری اشتراکات در مباحث داستانی وجود دارد که باعث درهم تنیدگی و پیوند داستان­های چهارگانه شده است. مانند اینکه بین مکان داستان­های چهارگانه، ارتباط تسلسلی و صعودی وجود دارد و زمان نیز در سه داستان فرعی به تناسب همسویی با داستان محوری (اصحاب کهف) مدخلیت دارد. همچنین بیش از ده ارتباط محتوایی بین داستان­ها بیان شده که از جمله آنها اشتمال قصص چهارگانه بر امری منکر، رکود و انتشار، فتنه، پوشش و حفاظ می­باشد.