الگوی شخصیتپردازی داستانهای پیامبران الهی در قرآن کریم، بر مبنای دیدگاه ریمون-کنان
نویسندگان
1 دانشآموختهی دکتری زبانشناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 استادیار زبانشناسی همگانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
چکیده
شخصیتپردازی بهعنوان یکی از عناصر اصلی روایت به نحوهی گزینش، چیدمان و ورود شخصیتها به داستان و همچنین، نقش شخصیتها در داستان میپردازد. پژوهش حاضر به بررسی شخصیتپردازی داستانهای مربوط به پیامبر اکرم(ص) و داستانهای سایر پیامبران در متن قرآن (براساس ترجمهی صفوی) پرداخته است. نتایج حاصله نشان میدهد که: 1) اگرچه در شخصیتپردازیهای قرآن از همهی شاخصها و روشهای الگوی ریمون-کنان استفاده شده است، نقطهی ضعف این دیدگاه یعنی، عدم توجه او به انگیزهی افراد در انجام یک کنش، در تحلیل شخصیتهای داستانهای قرآن است. 2) استفاده از شاخصهای غیرمستقیم از شاخص مستقیم بیشتر است. 3) در میان روشهای گوناگون توصیف غیرمستقیم بیان شخصیت، به ترتیب، کنش و گفتار بیشتر از سایر موارد استفاده واقع شده است. 4) ذکر کنشهای غیرعادتی از عادتی رایجتر است. 5) حدود یکسوم از شخصیتپردازی قرآن به معرفی خداوند و ویژگیهای او میپردازد. 6) اهمیت گفتار در شخصیتپردازی در داستانهای پیامبر اکرم(ص) نسبت به داستانهای سایر پیامبران کمتر میشود.کلیدواژهها: شخصیتپردازی، توصیف مستقیم، توصیف غیرمستقیم، ریمون ـ کنان.