تحلیل داستان یوسف (ع) بر پایه روایت شناسی (با تکیه بر نظریه ژپ لینت ولت)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم قرآن وحدیث دانشگاه اصفهان
2 دانشیار گروه علوم قرآن وحدیث دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
یکی از شاخه های نقد ادبی، روایتشناسی و بررسی دستور زبان حاکم بر روایتهای داستانی است. از ویژگیهای بارز قرآن استفاده از عناصر روایت در پردازش داستان است. هدف این پژوهش، تحلیل شیوه روایی داستان زندگی حضرت یوسف(ع) با استفاده از نظریه «ژپ لینت ولت[1]» فرانسوی است که بر اساس روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی و تحلیل عناصر داستانی نظیر زاویه دید، طرح، ساختار و نوع روایت میپردازد. در این شیوه با توجه به ناهمسانی عملی میان راوی و کنشگر، دو شکل اصلی روایتی، شامل روایت دنیای داستان ناهمسان و همسان تعریف میشود. داستان زندگی یوسف(ع) از جهت گونه روایی، ناهمسان و بهصورت تلفیقی متن نگار و کنشگر روایت گردیده است. نوع زاویه دید، بیرونی از نوع دانای کل روایت شده است. الگوی طرحهای داستان دارای ساختاری کامل است بهجز الگوی اولین طرح داستان که نیروی ساماندهنده ندارد و با الگوی آخرین طرح داستان رمزگشایی شده و بهنوعی جلوههای هنری روایت به اوج خود رسیده است. نقش الگویی در ماجراهای زندگی یوسف(ع)مخاطب را با آموزنده ترین برداشتهای تفسیری روبرو میکند و دانای کل با پردازشی مطلوب و ساختاری هنرمندانه در مؤلفههای روایتگری، جلوه هایی از رسیدن به کمال و سیر و سلوک معنوی را در دشوارترین عرصه های زندگی فردی و اجتماعی برای خواننده ترسیم میکند و اینچنین زبان قرآن را برای مخاطب، گویا و فصیح میگرداند.