تحلیل روابط بینامتنی قرآن و غزلهای صائب بر اساس نظریة ژنت (با تأکید بر جلوههای زبانی و تلمیحات داستانی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بوعلی سینای همدان
2 استادیار دانشگاه بوعلی سینای همدان
doi
چکیده
ژرار ژنت با طرح نظریة ترامتنیّت، فصلی تازه در نقد و مطالعة روابط بین متون گشوده است که بینامتنیت یکی از زیرگونههای آن است. بر اساس این الگوی بینامتنی، روابط بین متون میتواند به سه شکل صریح، غیرصریح و ضمنی باشد. بنمایههای دینی برگرفته از قرآن بخش جداییناپذیر شعر فارسی از آغازین دوران شکلگیری آن تا به امروز بوده است. به تعبیر بینامتنی، این بنمایهها از اصلیترین زیرمتنهایی هستند که در آفرینش آثار ادبی دخیل بودهاند. مباحث و مضامین قرآنی علاوه بر اینکه فینفسه برای شاعران ارزشمند بودهاند، برای بیان اندیشهها و تفسیرهای عرفانی، عاشقانه، عامیانه و حتی سیاسی بهکاررفتهاند؛ با این تفاوت که در هر دوره، بخشی ازاینرویکردها جلوة بیشتری یافته است. در غزلهای صائب که میتوان آنها را دانشنامه موضوعات و مضامین مختلف دانست، حضور بنمایههای دینی بسیار چشمگیر است. واژهها، اصطلاحات، مباحث اعتقادی، اخلاقی، احکام شرعی و داستانها از محوریترین موضوعات قرآنی راهیافته در غزلهای این شاعر بنام است. این همحضوری موجب غنای زبانی، هنری و محتوایی این سرودهها شده است. با توجه به گستره و نقش بسیار این مضامین، کشف و تحلیل آنها، از منظر روابط بینامتنی موجب درک و شناخت بهتری از شعر صائب میشود. در این پژوهش سعی شده است این رابطهها با شیوة توصیفی- تحلیلی و بر اساس الگوی «بینامتنی ژنت» توصیف و تحلیل شوند. برآیند این تحقیق نشان میدهد که صائب در زمینة «بینامتنی صریح» بیشتر از واژگان و اصطلاحات و در حوزة «بینامتنیت ضمنی» از اندیشهها، بینشها و داستانهای قرآنی بهره برده است.