تحلیل الگوهای فرهنگی و اجتماعی مشارکت سازمانیافته شبکه ذینفعان بومی در حفظ و مدیریت منابع طبیعی تجدیدشونده (مطالعه موردی: جنگلهای حوزه آبخیز طیبی سرحدی شرقی)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه جامعهشناسی و برنامهریزی اجتماعی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشجوی دکتری جامعهشناسی اقتصادی و توسعه، گروه جامعهشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
3 استادیار، گروه جامعهشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
doi
10.22092/ijfpr.2019.120128چکیده
هدف پژوهش پیشرو، تحلیل الگوهای فرهنگی و اجتماعی مشارکت مردم بومی و محلی حوزه آبخیز طیبی سرحدی شرقی واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد در حفظ و مدیریت منابع طبیعی تجدیدشونده با تأکید بر نهادمندی، کشف شرایط زمینهای و عوامل علی و مداخلهگری بود که بر این کنش اثر میگذارند. برای دستیابی به این هدف، از روش نظریه بنیانی استفاده شد. با بهرهگیری از کدگذاری سهمرحلهای، مفاهیم، مقولهها و قضایای نظری ساخته شدند. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند با 32 مشارکتکننده تا اشباع نظری، مصاحبه عمیق انجام شد. مصاحبهشوندگان این پژوهش را افراد ذینفع و بهرهبرداران از منابع طبیعی تشکیل میدادند. یافتههای پژوهش نشان داد که «فقدان نهادمندی» مقوله مرکزی این پژوهش بود. شرایط عِلی همچون تصمیمگیریهای متمرکز، بههم خوردن ساختار قدرت در روستاها، تجاری شدن اقتصاد روستایی و تضاد ذینفعان، شرایط زمینهای مانند فقر منابع طبیعی، فقر مردم بومی و شرایط مداخلهگری همچون ضعف سرمایه اجتماعی، بیگانگی اجتماعی و خردهفرهنگ قومی باعث ضعف و فقدان نهادمندی شده بودند. از راهبردهای مردم بومی در چنین وضعیتی میتوان به حمایتخواهی، یارانهخواهی، نادیده گرفتن مسئله، سواری مجانی گرفتن و پذیرش شرایط فعلی اشاره کرد. هریک از راهبردهای مذکور، پیامدهایی مانند عدم مشارکت در طرحهای منابع طبیعی، کم شدن حساسیت نسبت به این منابع، بیگانگی از طبیعت، بهرهبرداری افراطی از منابع طبیعی و پیگیری منافع فردی در برخورد با منابع طبیعی را بهدنبال داشت. براساس یافتههای پژوهش پیشرو، عوامل خرد و کلان در یک برهمکنش باعث عدم مشارکت سازمانیافته ذینفعان بومی و محلی در حفظ و مدیریت منابع طبیعی تجدیدشونده شدهاند.