درک و تجربه دانشجومعلمان از هویت حرفهای معلمی در فرایند آموزش رسمی؛ پژوهشی به روش پدیدارشناسی
نویسندگان
1
doi
10.48310/edu.2026.20148.1568چکیده
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف تبیین و واکاوی درک و تجربه زیسته دانشجومعلمان از هویت حرفهای معلمی در فرایند آموزش رسمی، با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. روشها: این پژوهش کیفی، بر پایه سنت پدیدارشناسی طراحی گردید تا معنا و ماهیت تجربههای واقعی معلمان آینده را از منظر زیستشده آنان آشکار سازد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان خراسان شمالی بود که حداقل دو نیمسال تجربه کارورزی در مدارس داشتند. از این جامعه، ۱۶ نفر (۸ زن و ۸ مرد) بهصورت هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی در چند سطح تحلیل شد تا مضامین اصلی از دل روایتهای زیسته استخراج گردد. یافتهها: یافتهها نشان داد که هویت حرفهای معلمی فرایندی پویا و چندلایه است که تحت تأثیر عوامل گوناگونی چون تجربههای میدانی، تعاملات اجتماعی با استادان و همکلاسان، الگوبرداری از معلمان راهنما و تجربه هیجانات و چالشهای روانی–عاطفی شکل میگیرد. مضامین اصلی شامل تعهد حرفهای، گسست میان نظر و عمل، رشد ذهنی–هیجانی و نوآوری در نقش معلمی بودند که هر یک در بستر بازاندیشی و استمرار تجربه معنا یافتند. نتیجهگیری: نتایج نشان داد شکلگیری هویت حرفهای در بستر تجربههای واقعی کارورزی، تعامل مستمر با استادان راهنما و مواجهه با موقعیتهای آموزشی و عاطفی مدرسه آغاز میشود و با دریافت بازخورد و بازتاب تجربیات حرفهای، به بازتعریف و رشد مداوم میانجامد. این فرایند، موجب افزایش مسئولیتپذیری، خودآگاهی حرفهای و ابتکار عمل در تدریس میشود.