سیاستهای فقرزدایی با محوریت تکافل اجتماعی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و عضو مرکز رشد دانشگاه امام صادق
2 عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام
doi
10.30497/pk.2017.1930چکیده
در پاسخ به این سؤال که مسئولیت فقرزدایی با چه کسانی است، نخستین جوابی که به ذهن متبادر میشود «دولت» است. اما ناتوانی و ناکارآمدی نهادهای دولتی در بیشتر کشورهای در حال توسعه سبب میشود که مشکل فقر به قوت خود باقی بماند و در بسیاری موارد شکاف میان فقیر و غنی بیشتر شود. این پژوهش در مقام پاسخ به این پرسش است که آیا میتوان با اتکا به برخی نهادهای دینی به مبارزه با فقر پرداخت و به شیوهای مؤثر در مسیر فقرزدایی گام برداشت؟ در این مقاله با تمسّک به قرآن و عترت و با روش کارکردگرایی و مبنا قراردادن نظریه نیازهای انسان نشان میدهیم که تکافل و نهادهای سنتی و اصیل موجود در جوامع اسلامی، که در ورای شکاف متعارف میان مردم و دولت قرار میگیرند، میتوانند به نحو مطلوبی به کاهش فقر در جامعه کمک کنند. نهادهای موضوع تکافل، ازجمله خانواده، خویشاوندان، عشیره، همسایه، برادری دینی، که به مثابه لایههای حمایتی و تأمینی پیش از دولت عمل میکنند، به نحوی مؤثر میتوانند در تحقق جامعهای فقرزدایی شده یاریرسان باشند. در سیاستگذاریهای توسعه، بهجای اینکه تنها بر نقش رفاهی دولت و راهحلهای مبتنی توانمندسازی افراد اتکا کنیم، باید بر لایههای حمایتی ـ حفاظتیای که فرد بهطور طبیعی عضو آنهاست سرمایهگذاری نماییم.