بررسی تأثیر توانمندسازی مناطق حاشیهنشین در افزایش سرمایه اجتماعی (مطالعه موردی: شهرستان پاکدشت)
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی-جامعه شناسی سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه علوم سیاسی ، جامعه شناسی و مسائل ایران،واحد تهران مرکزی،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران.(نویسنده مسئول)
3 گروه علوم سیاسی، فرهنگی اجتماعی، دانشگاه جامع امام حسین(ع)، تهران، ایران
doi
چکیده
در سالهای اخیر سیاست گذاری توسعه شهری در برخورد با سکونتگاههای غیررسمی از رویکرد منفی نادیده گرفتن، تخریب و تخلیه اجباری به سیاستهای اجتماع محور ارتقاء یافته است. راهبرد توانمندسازی در پی ظرفیتسازی در اجتماعات برای حل مشکلات آنها با اندیشه، منابع، پتانسیل و بازوی خود آنهاست بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامههای توانمندسازی در مناطق حاشیهنشین در افزایش سرمایه اجتماعی انجام شده است. این پژوهش از نوع توصیفی ـ تحلیلی و از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا پیمایشی میباشد. جامعه آماری تحقیق کلیه ساکنان شهرستان پاکدشت (غرب حصار امیر) بودند که جمعیت مناطق حاشیهنشین آن در حدود سی هزار نفر تخمین زده میشود که بهاینترتیب حجم نمونه با استفاده از جدول کوکران عدد 379 به دست آمده است. ابزار مورد استفاده جهت جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است که روایی و پایایی آنها مورد تائید قرار گرفت. سپس پرسشنامهها در بین جامعه آماری توزیع شد و پس جمعآوری با استفاده از آزمون رگرسیون و در نرمافزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد که بین توانمندسازی و سرمایه اجتماعی رابطه مثبت وجود دارد. توانمند کردن مناطق حاشیهنشین در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میتواند آثار بسیار مؤثری بر افراد ساکن در این محلهها با خود به همراه داشته باشد؛ و موجب بالا رفتن سرمایه اجتماعی در ابعاد شناختی (اعتماد اجتماعی، ارزش ها و هنجارها) وساختاری (مشارکت اجتماعی و همبستگی اجتماعی) آنها شود. بهطورکلی میتوان گفت سرمایه اجتماعی و توانمند سازی در یک ارتباط دوسویه با یکدیگر قرار دارند.