Correspondence of the Components of External Evaluative Art Criticism with Mulla Sadra’s Four Intellectual Journeys in Transcendent Philosophy
نویسندگان
1
2 دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
doi
10.22055/pyk.2025.20225چکیده
مقدمه: نقد هنری پس از انفکاک تاریخ هنر از نقد هنر، در جهان معاصر بهعنوان امری میانرشتهای با تنوعات مختلفی از نظریهها و رویکردها پیوند یافت و در ادراک و ذائقۀ هنری طیف وسیعی از مخاطبان خاص و عام هنر در مواجهه با آثار هنری، نقش مهمی ایفا کرد که این امر بر ضرورت نظاممند شدن و پویایی آن بهواسطۀ اتکاء بر نظریهها تأکید میکند. کتاب «حکمت متعالیه» یکی از منابعی است که قابلیتهای فراوانی در جهت رفع این ضرورت دارد. در این راستا پژوهش حاضر به تطبیق اسفار عقلی چهارگانۀ صدرا با مراحل نقد ارزیابانۀ بروننگر پرداخته و به پرسش از چگونگی تطبیق اجزاء نقد ارزیابانۀ بروننگر با سفرهای عقلی اربعه ملاصدرا پاسخ خواهد داد. روش پژوهش: پژوهش کیفی حاضر، با روش توصیفی- تطبیقی انجام شده است. تطبیق مراحل در اسفار عقلی اربعه با مراحل نقد ارزیابانۀ بروننگر، با استفاده از نظریهی کریواک (۱۹۹۸) به انجام رسید که در آن پنج شاخص اصلی: «چارچوب ارجاع»، «بنیادهای تطبیق»، «فرضیه»، «ترتیب ساختاری» و «اتصال الف و ب»، جهت تطبیق، مد نظر قرار گرفتند. یافتهها : مراحل «توصیف»، «دستهبندی»، «بررسی زمینههای پیدایش»، «تبیین» و «تفسیر» در نقد ارزیابانۀ بروننگر با سفر اول و سفر دوم، همچنین مرحلۀ «تحلیل» با سفر سوم و مرحله «ارزیابی» با سفر چهارم، در دو قوس صعود و نزول در اسفار عقلی چهارگانه قابلیت تطبیق دارند. نتیجهگیری: . پژوهش حاضر نشان داد که طریق استکمال نفس در حرکت ذاتیۀ جوهری و حرکت از محسوس به معقول، بعث و حشر، قابلیت تطبیق با حرکت مشابهی در اثر هنری در بستر نقد ارزیابانۀ بروننگر را دارد. همچنانکه نفس، جسمانیالحدوث و روحانیالبقاء است؛ یعنی در حرکت جوهری از جسمیت تا اتحاد با عقلفعال و با رها کردن بدن مادی و تجرد به استکمال میرسد، اثر هنری (جسمانی) نیز در بستر نقد حرکتی را آغاز نموده که در مدیوم فلسفه به فرضیۀ وحدتبخش و غایت منجر میشود و با رها نمودن جسمیت اثر، در ساحت عقل و در حیات فرهنگی انسان، زندگی جدیدی را در اذهان سوژهها (عالم معقول) میآغازد.